ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦٨ - ٢٣٤
پس بريدن از شير و پس از هجرت تعربى نيست و نه خاموشى تا بشب و نه طلاق پيش از ازدواج و نه آزاد كردن بندهاى پيش از تملك و نه يتيمى پس از بلوغ.
شرح- از مجلسى ره- «قوله
لا عدوى
» جزرى گويد در حديث است كه
«لا عدوى و لا صفر»
عدوى بمعنى اعداء و سرايتست يعنى واگيره كردن مانند كلمه دعوى كه بمعنى ادعاء است و كلمه تقوى بمعنى اتقاء.
گفته مىشود. اعداه الداء يعديه اعداء و آن عبارت از اينست كه بيمارى از بيمار باو تجاوز كند مثل اينكه شترى جرب دارد و حذر ميكنند از آميزش آن با شتر ديگر تا مبادا جرب آن باين سرايت كند و اسلام اين عقيده را ابطال كرده است زيرا بگمان آنها خود مرض سرايت مىكند و پيغمبر بآنها اعلام كرد كه خود مرض سرايت نتواند و خدا است كه بيمارى مىدهد و درد ميفرستد و از اين جهت در برخى احاديث است كه:
چه كسى بآن بيمار اول سرايت داده است انتهى.
و ممكنست گفته سود كه مقصود اينست كه بىمشيت خدا واگيره تحقق پذير نيست و بلكه پناه بردن بخدا آن را دفع كند و اين منافات ندارد با امر بگريز از كسى كه خوره دارد و يا امثال آن براى عموم مردم كه يقين كامل ندارند و بخدا پناه نمىبرند و از اين گونه امور دل خور ميشوند.
و روايت شده كه على بن الحسين (ع) با مجذومين هم غذا شد و آنها را مهمان كرد و با آنها سر سفره نشست و گفتهاند كه مرض جذام از اين قاعده كليه استثناء شده است.
طبى گفته كه عدوى تجاوز درد يا خلق است به ديگرى و آن به گمان طب در هفت جا است:
١- خورده ٢- جرب ٣- آبله ٤- حصبه ٥- گند دهان ٦- درد چشم ٧- امراض وبائيه، و شارع آن را ابطال كرده است و فرموده است درد از كسى بديگرى سرايت نكند.
و گفتهاند مقصود اينست كه بىخواست خدا سرايت نميكند و از اين جهت از نزديكى ببيمار واگيردار منع كرده است مانند منع از نزديك شدن به ديوار كج و كشتى معيوب تا آنكه گويد اين قول دوم اولى است چون جمع ميان احاديث و اصول طبيه است كه شارع آن را تا آنجا كه مخالف اصول توحيد نباشد معتبر دانسته است.
«قوله
و لا طيرة
» اين هم مانند عبارت پيش است و چند توجيه دارد:
١- بد فالى و شوم دانستن هيچ امرى روا نيست.
٢- بدفالى اثرى ندارد بخودى خود بلكه با قوت قلب و توكل بر خدا اثرش مرتفع مىشود و مؤيد آنست آنچه در اخبار رسيده است كه في الجمله اثر دارد و هم اخبارى كه ميفرمايد از آن بخدا بايد پناه برد.