ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤١ - ٢٠٤
پيغمبر (ص)- اى سلمان تو در پاسخ او چه گفتى؟
سلمان- گفتم من سلمان پسر يك بنده خدايم كه:
١- گمراه بودم و خدا عز ذكره برهبرى محمد (ص) مرا براه آورد.
٢- بينوا و ندار بودم و خدا عز ذكره بكمك محمد (ص) مرا توانگر و بىنياز كرد.
٣- برده بودم و خدا عز ذكره ببركت محمد (ص) مرا آزاد و سر خود كرد- اينست نژاد من و اينست خانواده و فاميل من.
رسول خدا (ص)- رو بجمع قرشيان:
اى گروه قريش راستى كه خانوادگى هر مردى دين او است (مليت اسلام) و مردانگيش خلق و نهاد او است و ريشهاش خرد او است و خدا عز و جل فرموده است (١١- الحجرات) ما شما را همه از يك مرد و يك زن آفريديم و شما را ملتها و تيرهها ساختيم تا يك ديگر را بدين نشانى بشناسيد حقيقت اين است كه ارجمندترين شماها نزد خدا (آفريننده شما) پرهيزكارترين شماها است سپس پيغمبر (ص) رو بسلمان كرد و فرمود:
براى هيچ كدام از اينها برترى نيست جز بتقوى از خداوند عز و جل و اگر تقوى از آن تو است تو بر آنها برترى دارى.
(على (ع) برنامه حكومت خود را اعلام ميكند)
٢٠٤-
از محمد بن مسلم از امام صادق (ع) فرمود: چون على (ع) متصدى حكومت اسلامى گرديد بمنبر بر آمد و خدا را سپاس گفت و بر او ستايش كرد و سپس فرمود:
راستى كه بخدا من از بيت المال و از غنيمت و در آمد شما ملت اسلام يك درهم كم نكنم تا يك نخله خرما در مدينه دارم شما بخود گرائيد و از خود راستى گفتار مرا بپرسيد تا آن را باور داريد آيا شما معتقديد كه از خود واميگيرم و آن را بنا حق بشماها ميدهم-