ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٩ - ٦٨
همراه باشد و مستلزم تعدد قدماء است و اين خود محالست ...
قوله
«فجعل نسب كل شىء الى الماء»
يعنى همه چيزها را از آب آفريد و هر چيز از آن نژاد دارد چنانچه فرموده است (٣٠- الأنبياء) و ساختيم هر چيز زنده را از آب- و ظاهر آن دلالت به زندهها دارد و شامل همه چيز نيست.
قوله
«فخلق من ذلك الزبد أرضا بيضاء»
دلالت دارد كه زمين از كف دريا آفريده شده و اخبار بسيارى بر اين مطلب دلالت دارد و اخبارى در اين موضوع نقل كرده است- پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم جملهاى كه بعد از آنست سپس آن را بهم پيچيد و بر آب نهاد اشارهاى بدورانهاى چين خوردگيهاى زمين دارد كه در علم زمينشناسى معاصر بسيار مورد اعتماد و مطالعه است زيرا بنا بر نظريه اينكه زمين بصورت قطعه ماده مذابى از خورشيد جدا شده است پس از اينكه سرد شده باشد بايد همين سفيد و بىترك و سوراخ و صاف باشد و بىدرخت و بىپستى و بلندى و سپس بر اثر چين خوردگى باين شكل كنونى در آمده باشد.
و از جمله تعبيرات قابل توجه در اين حديث اينست كه ميفرمايد خداوند آتش را هم از اين آبى آفريده است كه مبدأ پيدايش جهان و سر آغاز آفريدگانست و بنا بر اين ممكنست مقصود از اين آب همان ماده اولى و ماده نخست باشد كه بصورت گازى بس رقيق در سراسر فضا وجود دارد و در قسمتهائى از آن طوفانهاى بسيار سخت در جريانست و باصطلاح امروز از آنها به زوابع جويه تعبير ميكنند يعنى لوله بادهاى بسيار وسيع و پر چرخشى كه با سرعت نامحدودى بگرد خود مىچرخند و پس از چرخشهاى بسيار از آنها مركزيتى بوجود مىآيد كه خورشيد يك منظومه شمسى مى شود و از آن ستاره و سياراتى پديد مىشود و پس از تكامل در مدار معينى منظم مىشوند و يك منظومه شمسى پديد مىآورند و برخى از فلكشناسان امروزه رشته مجره و راه كاهكشان فضاء را انبوهى از اين گرد بادهاى فضائى تشخيص دادهاند.
٦٨-
از محمد بن مسلم گويد امام باقر (ع) بمن فرمود همه چيز آب بود و عرش خدا بر آب استوار بود و خدا عز ذكره بآب فرمود: تا آتش گرفت و شعلهور شد و سپس فرمود تا خاموش شد و از خموششدنش دودى برخاست و خداوند از آن دود آسمانها را آفريد و زمين را از خاكسترش آفريد سپس آب و آتش و باد با هم در ستيزه شدند.
آب گفت: منم جند اللَّه اكبر و باد گفت: منم جند اللَّه اكبر و آتش گفت: منم جند اللَّه اكبر و