ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩٩ - ٧١
حديث ابو بصير با آن بانو
(مصاحبه آن بانو با امام صادق ع)
٧١-
ابان از ابى بصير گويد: من نزد امام صادق (ع) نشسته بودم كه بىانتظار انتظار ام خالد همان بانوئى كه يوسف بن عمر از او بريده بود اجازه شرفيابى خواست امام صادق (ع) بمن فرمود خوشت مىآيد سخن آن بانو را بشنوى؟ گويد گفتم آرى، گويد امام اجازه ورود باو داد و مرا با خودش روى توشكى نشانيد گويد: سپس آن بانو وارد شد و بسخن آمد بانوئى سخنران و بليغه بود و از او در باره آن دو تا (ابى بكر و عمر) پرسش كرد و امام صادق (ع) باو فرمود تو آن دو را خليفه و والى بشناس (دوست بدار خ ل) گفت و هر گاه پروردگارم را ملاقات كنم باو بگويم شما بمن فرمودى آنان را والى شناسم؟ امام فرمود: آرى، آن بانو گفت اين مرديكه بهمراه شما روى توشك نشسته است بمن فرمايد از آنها بيزارى جويم و كثير النوا بمن دستور دهد با آنها به پيوندم و از آنها پيروى كنم كدام بهتراند و آن را دوست دارى، فرمود: اين مرد بخدا سوگند كه از كثير النوا و يارانش نزد من محبوبتر است راستى اين مرد مبارزه ميكند و احتجاج مينمايد و مىگويد (٤٤- المائده) و هر كس بدان چه خدا نازل كرده حكم نكند و بر خلاف آن حكم كند پس آنانند كه كافرند ٤٥- و هر كس بدان چه خدا نازل كرده حكم نكند و بر خلاف آن حكم كند پس آنان ستمكارند ٤٧- و هر كه حكم نكند طبق آنچه خداوند نازل كرده است پس آنان بزهكارانند.
شرح- از مجلسى ره-
«هذا و اللَّه احب الى»
بار نخست از راه تقيه به او فرمان دوستى ابى بكر و عمر را داد و سپس چون در پرسش مبالغه كرد بكنايه لعن آنها را ثابت نمود و متعرض خود آنها نشد كه مورد پرسش وى بود بلكه فرمود اين ابو بصير نزد من از كثير النوا محبوبتر است زيرا منطق او درست است و كثير النوا بناحق ميان مردم قضاوت ميكند و بآيات قرآن كفر و ظلم و فسقش ثابت است و در ضمن كفر و وجوب برائت از آن دو را هم بدو وجه ثابت كرد: