ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١١ - ٢٢
هر كدامشان براى خود امام و پيشوا است و در هر آنچه از ناحق اندر است و بنظر خود درست ميداند عمل ميكند و سخت بدان چسبيده و اسباب آن را محكم ساخته و استوار پنداشته، پيوسته، بر خلاف حق ميروند و جز خطاكارى نيفزايند.
بقرب خدا نپيوندند و هرگز بجز دورى از خدا عز و جل نگزينند؛ الفتى كه با يك ديگر دارند و طرفدارى آنها از يك ديگر همه و همه بر اثر وحشت از آن قوانينى است كه پيغمبر امى بجاى گذاشته و رميدن از اخبار خداى آفريننده آسمانها و زمين است كه بدانها رسانيده و تبليغ كرده.
اين مردم افسوسها در پى دارند و غارهائى انباشته از تيرهگى شبهه باشند، در تارى و گمراهى و ترديد آشيانه زدند آن كس كه خدا او را بخود و نظر كوتاه او وانهاده و از راه حق بيكسو انداخته نزد كسى كه او را نفهمد مورد اعتماد است و نزد كسى كه او را نشناسد متهم نيست.
وه تا چه اندازه اين پيروان كور و نادان برمههاى بىچوپان مانند و افسوس و دريغ بايد از كارهاى ناشايسته كه شيعيان من بزودى خواهند كرد، «واى» چگونه يك ديگر را خوار و زبون سازند و چگونه بكشتار هم دست يا زند، فرد است كه از ريشه جدا شوند و دور افتند و بشاخه بچسبند و پيروزى را از بيراهه جويند هر گروهى از آنها بيك شاخه چسبيده و در برابر هر بادى كه وزد با آن از اين سو بآن سو شود.
شرح- از مجلسى ره-
«المتشتة غدا من الاصل»
يعنى آنانند كه از پيشوايان حق جدا شوند و آنها را يارى ندهند و بشاخهاى از مذهب بچسبند كه با رها كردن اصل سودى ندارد و پس از اينكه از مركزيت حق بدور افتادند دنبال داعيان دروغين حق روند مانند مختار و ابى مسلم و زيد و يحيى و ابراهيم و ديگران كه از بيراهه خواهند پيروز شوند و پس از خروج و شورش مغلوب شوند و كشته شوند يا مقصود اينست كه خروج آنها از راه تحصيل اجازه از امام وقت نيست.
دنباله حديث ٢٢- با اينكه خداوند (و له الحمد) بزودى اين مردم گمراه را براى بدترين روز گرفتارى بنى اميه به