ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٢ - ٢٢
دور هم جمع كند چنانچه تيكههاى ابر را در فصل پائيز خداوند ميان آنها الفت اندازد و آنها را چون ابر درهم بهم پيوندد و انبوه كند چون ابر درهم شده.
شرح- از مجلسى ره- نسبت الفت گرفتن دشمنان بنى اميه بخداوند با اينكه برضايت او نبوده است بر سبيل مجاز است و كنايه است از اينكه خداوند مىتوانست جلو آنها را از روى قهر بگيرد و نگرفت و براى آزمايش بندههاى خود آنها را آزاد و مختار كرد و بمانند اين تعبير در آيات و اخبار بسيار است.
دنباله حديث- ٢٢.
سپس درها بروى آنها گشايد و از خيز گاه سيلوار سرازير شوند بمانند سيل ويران كن بستانهاى يمن كه سيل عرم بود يك دسته موش براى ويران كردن آن سد برانگيخته شد و از آن تپه ايهم بجا نگذاشت و كوه در هم پكيده راه را بر آن نبست.
خداوند آنان را در دل دشتها پراكنده ساخت و بمانند چشمهسارهائى بر روى زمن روان كرد و آشكارشان نمود و بوسيله آنها حقوق مردمى را از مردمى بازستاند و مردمى را در وطن مردمى جاى داد براى آواره كردن بنى اميه شرح- از مجلسى- ره- تشبيه كرده است تسلط اين قشون را بر آنان بخاطر بد كرداريشان بتسلط سيل بر قوم سباء پس از اتمام نعمت بر آنها بخاطر كفران نعمت و نافرمانيشان چنانچه خدا فرموده است (١٥- السباء) «هر آينه براى قوم سبا» فرزندان يشجب بن يعرب بن قحطان در وطنشان يمن كه آن را مأرب ميخواندند يعنى حاجت بر آور «نشانهاى بود» كه دلالت داشت بر نعمت و عظمت صانع جهان و بر اينكه بر هر چيز توانا است و آن نشانه «دو بستان» بودند كه «از سمت چپ و راست» مردم دور آنها بودند يا مقصود اينست كه مردم يمن از راست و چپ از اين دو بستان بهره بردارى ميكردند «بخوريد از روزى پروردگار خودتان و او را شكر گزاريد».
اين حكايت گفتار پيغمبر آنها است يا زبان حال نعمت آنها است يا بيان اينست كه خوب بود چنين باشند «شهريست خوش و پروردگارى آمرزنده و ما سيل عرم را بر آنها فرستاديم» يعنى سيل بسيار سخت يا سيلى كه از باران شديدى روان شد و يا سيلى كه از آن موش سد سوراخ كن بود زيرا موش سدى را كه بلقيس براى آنها بسته بود ويران كرد و سنگهاى آن را كند و سوراخ كرد و زمينه فراهم كرد تا سيل آن را ريشه كن نمايد پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- در اين قسمت از خطبه بيان مختصريست از تاريخ قوم سبا و اشاره ايست بفلسفه تاريخ و فهم آن نيازمند بكليات تاريخ اين قوم است و آينده آنها.
در تاريخ قوم سباء گويند كه يعرب بن قحطان جد ديرين همه اعراب است و اعراب حجاز و ديگر نواحى هم از آن