ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤٢ - ٢٠٥
فرمود: عقيل كرم اللَّه وجهه بپاخاست در برابر آن حضرت و گفت:
تو بخدا مرا و يك سياه را در مدينه برابر و هم ترازو ميكنى؟ فرمود بنشين آيا اينجا جز تو ديگرى نبود كه سخن گويد و اعتراض كند؟ تو را بر آن سياه برترى نيست جز بسابقه در ديانت و يا بتقوى.
شرح- از مجلسى (ره)- فيء بمعنى غنيمت و خراج است و يثرب مدينة الرسول است يعنى تا يك نخله خرما دارم چيزى از غنيمت و خراج شماها نكاهم ... پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم على (ع) در آغاز بدست گرفتن زمام حكومت اسلامى توجه خود را معطوف بريشه فساد و ستمكارى نمود و برنامه حكومت خود را ريشه كن كردن اين فساد اعلام كرد او به خوبى مىدانست كه ريشه فساد در اجتماع، دنياطلبى و حرص بر جمع مال دنيا است و اگر عدالت مالى و توزيع ثروت بر اساس ملاحظه عموم رعيت باشد سرچشمه فساد خشك مىشود و مفاسد ديگر خود بخود از ميان ميرود و باين حساب در آغاز حكومت خود اعلام كرد كه من خود نيازى ندارم درهم و دينارى از بيت المال مسلمانان را بردارم و بخود اختصاص دهم و ديگران هم بايد اين حساب را براى خود نگه دارند و توقع بىجا از مال عموم نداشته باشند.
و اينكه ميفرمايد تا يك نخله در مدينه بر سر پا دارم چيزى از شماها نكاهم دو وجه دارد:
١- من بشماها افتخارى خدمت ميكنم و توقع حقوق رياست را ندارم و حقوق مالى امامت را بملت اسلامى واميگذارم.
٢- من باندازه يكى از شماها براى خود سهم بر ميدارم و از نظر تصدى حكومت حق بيشترى در برابر خدمت خود توقع ندارم.
(يك اعلاميه از پيغمبر (ص) خطاب ببنى هاشم)
٢٠٥-
از ابا عبيده از امام باقر (ع) فرمود رسول خدا (ص) بر كوه صفا ايستاده بود فرمود اى بنى هاشم! اى بنى عبد المطلب! راستى من رسول خدايم بسوى شما و بر شماها مهربانم و براستى سر و كار من با كردار خود منست و سرو كار شما هم با كردار خود شما است، نگوئيد محمد از ما است و ما بهمراه او روانه هستيم نه بخدا دوستان، من از شما و از ديگران، اى بنى عبد المطلب كسى نيست جز پرهيزكاران.