ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٥ - ذكر مقاسم خيبر و اموال آن
دنباله حديث ٢١- ١٦- و فرمان صادر ميكردم كه متعه حج و متعه زنان حلالند، ١٧- و فرمان ميدادم بر جنازهها پنج بار اللَّه اكبر گويند (براى اداى نماز بر ميت نه چهار تكبير چنانچه عامه آن را بدعت نمودهاند و يكى از پنج تكبير نماز ميت را بسليقه عمر كسر كردهاند).
١٨- و مردم را واميداشتم تا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ را در حمد و سوره نماز بلند بخوانند (بر خلاف شيوه عامه كه آن را نمىخوانند يا اينكه در همه نمازها آهسته ميخوانند مجلسى ره گويد اين جمله دلالت دارد بر وجوب جهر ببسم اللَّه بطور مطلق و گر چه ممكنست حمل بر استحباب مؤكد شود).
١٩- و هر كس را بهم راه رسول خدا (ص) در مسجد او در آوردهاند بيرون ميانداختم و آن كس كه از مسجد رسول خدا (ص) بيرون شده وارد آن مىساختم.
شرح- از مجلسى ره- و اخرجت الخ محتملست كه مقصود اخراج جسد آن دو ملعون باشد كه بىاجازهاش در خانه او دفن شدند با اينكه هر چه اصرار كردند اجازه نداد يك در بچه بمسجد داشته باشند و در آوردن جسد فاطمه زهرا (ع) در آن باشد كه نزد پيغمبر دفن شود يا ديوار فاصله ميان آنها برداشته شود.
و ممكنست مقصود اين باشد كه كسانى را كه پيغمبر در زمان حيات خود پذيرفته و ملازم مسجد بودند و اكنون بر كنار شدند آنان را در مسجد و امور اسلام وارد سازد مانند عمار و همانندهاى او را و آنها را كه پيغمبر از مسجد رانده بود بيرون نمايد (چون حكم و مروان بن حكم).
دنباله حديث ٢١- ٢٠- و مردم را واميداشتم بحكم قرآن و اجراء طلاق طبق قانون قرآن و موافق سنت اسلام و زكاة را از همه اصنافش طبق مقررات آن دريافت ميكردم و وضوء و غسل و نماز را بمواقيت و شرائع و محل خودشان بر مىگردانيدم.
٢١- و اهل نجران را بجاى خود بر مىگردانيدم.
شرح- نجران بفتح نون و سكون جيم بر وزن سكران در چند موضع است:
١- نجران يمن در ناحيه مكه كه داستان اخدود در آن واقع شده و كعبه نجران بدان منسوب است و قوم ربيعه در آن اسقف و مرجع دين نصارى بودند و سيد و عاقب و اصحابشان كه براى مناظره نزد پيغمبر آمدند از آنجا بودند و پيغمبر آنها را بمباهله دعوت كرد و حاضر نشدند و همان جا ماندند تا عمر آنها را كوچانيد.