ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٧ - عهد نامه رسول خدا با نجران
و آنها متفرق شدند، بعضى بشام رفتند و بعضى بنجرانيه ناحيه كوفه پايان نقل از بلا ذرى و بعد از تأمل بخوبى روشن است كه عمر به آنها بهانه گرفت و بنا حق آنها را آواره و در- بدر كرد.
٢١- و اسيران فارس و ملتهاى ديگر را بمقررات كتاب خدا و سنت رسولش بر مىگردانيدم (شايد مقصود اينست كه آنها را از دست كسانى كه بخود اختصاص دادند و بيش از حق خود تصرف كردند مسترد سازد از مجلسى ره) (اگر اين مقررات را در امت اسلامى بمورد اجراء گزارم) در اين صورت همه از دور من پراكنده شوند، بخدا سوگند كه من بمردم فرمان دادم در ماه رمضان همان نماز فريضه را بجماعت بخوانند و بآنها اعلام كردم كه جماعت در نماز نافله بدعت است و خود ساخته است و دستور خدا نيست شيون و فرياد جمعى از لشكريانم بلند شد كه بهم راه من با دشمن جنگ ميكردند، داد ميزدند اى مسلمانان سنت عمر ديگر گونه شد على ما را از نماز نافله ماه رمضان باز ميدارد و من ترسيدم كه در يك سو از لشكرم شورشى بر پا كنند.
من از دست اين امت چه كشيدم؟ از نظر تفرقه اندازى و پيروى آنها از پيشوايان گم راهى و از دعوتكنندگان بدوزخ.
شرح- نماز، در اسلام بر دو وجه تشريع شد ١- فريضه شبانه روزى كه بجماعت ادا ميشد و حضور جماعت در زمان پيغمبر يك وظيفه لازم بود و اين اجتماع نماز كه به پيشوائى خود پيغمبر انجام ميشد و يا شاگردان نمازدان پيغمبر مجمعى بود و براى تعليمات فرهنگى و نظامى و آداب معاشرت امت اسلامى، حاضران در اين مجمع قرآن را مىآموختند و صفبندى جبهههاى جنك را ياد ميگرفتند و آداب انسانيت را فرا مىگرفتند و در حقيقت اجتماع براى نماز يك مدرسه كلى بود براى مسلمانان و اين بايد بحال جماعت انجام شود مانند كلاس درس در يك دبستان يا دبيرستان و پيغمبر اجازه نمىداد بدون عذر كسى نماز واجب را فرادى بخواند.
٢- نماز نافله- كه عبارت از تمرين همان نماز واجب بود و اين نافله فرادى انجام مىشد و هدفش اين بود كه هر فردى آنچه را در كلاس نماز واجب از گفتار و كردار آموخته است تكرار كند و تمرين نمايد كه از يادش نرود و بدان كاملا عادت كند و در زمان پيغمبر نماز نافله بجماعت ادا نميشد و هم در زمان أبى بكر بلكه نافله را هر كسى خود ميخواند و عمر نماز نافله شبهاى ماه رمضان