ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٧٤ - ٢٤٠
شرح- از مجلسى ره- «قوله
تقبضها مجتمعة
» شايد پرسش از اينست كه جانها را با هم يك جا ميستاند يا جدا جدا زيرا اگر يك جا ستاند بسا كه از يكى غفلت ورزد و بدان متوجه نشود بخلاف آنكه يكى يكى ستاند كه از هيچ كدام بىخبر نماند و بوجه ديگر اگر يك جا باو تسليم شوند ممكنست پس از قبض روح مدتى بگذرد تا باو رسد براى اينكه يك جا شوند و مقدار زيادى وقت باو داده شود و ممكن باشد كه يوسف مرده باشد و هنوز روح او بوى تسليم نشده باشد.
و اين فرشته يا همان عزرائيل است و ارواح را از ياوران خود تسليم مىگيرد و يا ديگريست كه از او تسليم مىگيرد و وجه دوم روشنتر است.
(تفسير يك آيه در ولايت)
٢٣٩-
از خالد بن يزيد قمى از يكى از اصحابش از امام صادق (ع) در تفسير قول خدا عز و جل (٧١- المائده) و پنداشتند كه آزمايشى در كار نيست (پس كورى و كرى را پيشه كردند سپس خدا از آنها در گذشت و توبه آنها را پذيرفت سپس باز كورى و كرى را در پيش گرفتند، بسيارى از آنها چنين بودند و خدا بينا است بدان چه ميكردند)- فرمود: آنگاه كه پيغمبر ميان آنها بود «كورى و كرى را پيشه كردند» هنگامى كه روح پيغمبر خدا (ص) قبض شد (وصيت را نديده گرفتند و سخن او را نشنيده گرفتند) «سپس خداوند توبه آنها را پذيرفت- آنگاه كه امير المؤمنين ميان آنها قيام كرد، فرمود «سپس باز هم كور و كر شدند» تا هم اكنون.
شرح- از مجلسى ره- «قوله تعالى وَ حَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ» مشهور در ميان مفسران اينست كه اين آيه در بيان حال بنى اسرائيل است يعنى بنى اسرائيل پنداشتند كه بلاء و عذابى ندارند بواسطه كشتن پيغمبران و تكذيب آنان و بنا بر تفسير امام مقصود از فتنه همان است كه پس از رسول خدا (ص) پديد شد از غصب خلافت كه از راه حق ولايت كور شدند و سخن حق را نشنيده گرفتند.
(تفسير برخى آيات)
٢٤٠-
از ابى عبيده حذاء از امام صادق (ع) در تفسير قول خدا عز و جل (٧٨- المائده) لعنت شدند آن كسانى كه كافر شدند از نژاد بنى اسرائيل بر زبان داود و عيسى ابن مريم، فرمود خوكها بزبان داود لعن شدند و ميمونها بزبان عيسى بن مريم.