ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٢ - ٤
ساخت آنجا كه ميگويد (١٤٢- الاعراف) جانشينم باشى در ميان قومم- و اصلاح كن و پيرو مفسدان مشو- و گفتار آن حضرت هنگامى كه مردمى بزبان آمدند و گفتند ما هستيم موالى و سر پرست مردم از طرف رسول خدا (ص). و رسول خدا (ص) براى حجة الوداع بيرون شد و سپس به غدير خم گذر كرد و فرمود تا بمانند منبرى برايش ساختند سپس بر آن بر آمد و بازوى مرا بر آورد تا سپيدى زير دو شانهاش ديده شد و بآواز بلند فرمود در آن انجمن خود:
من كنت مولاه فعلى مولاه- هر كه را من مولا و آقا هستم على مولا و آقا است بار خدايا دوستش را دوستدار و دشمنش را دشمن شمار. پس معيار ولايت دوستى خدا و ولايت و دوستى من شد و معيار دشمنى و عداوت با خدا دشمنى با من شد و خدا عز و جل در همان روز اين آيه را فرو فرستاد (٣- المائده) امروز دين را براى شما كامل كردم و نعمت خودم را بر شما تمام كردم و اسلام را بحساب دين شما پسنديدم- پس ولايت من كمال دين و رضايت پروردگار جل ذكره گرديد و خدا تبارك و تعالى بويژه براى من و كرامتى كه بمن عطا كرد و براى تعظيم و تفضيلى كه رسول اكرم (ع) بمن بخشيد و آن گفته خدا تعالى است (٦٢- الانعام) سپس برگشتند بدرگاه خدا مولاشان حق است هلا از آن او است حكم و قضاوت و او است حسابگرى توانا و سريعتر از حساب گران.
شرح- از مجلسى ره «و انزل اللَّه الخ» دو وجه دارد:
١- مقصود نزول آيه گذشته باشد و غرضش اينست كه عنوان مولى را كه رسول خدا (ص) براى من اثبات كرده است بهمان معنى است كه خدا براى خودش در قول خود موليهم الحق اثبات كرده يعنى سيد مطاع و اولى بنفس و مال.
٢- مقصود نزول آيه بعدى باشد باين معنى كه مولى بودن امير المؤمنين حقست و در برخى اخبار هم چنين تفسير شده و در قرائت اهل بيت هم حق مرفوعست تا خبر مولى باشد و بنا بر قرائت جز هم ممكنست مولى بدل اشتمال- اللَّه باشد و مقصود از رد بخدا رد بائمه باشد بر وجه مجاز و مرا درد حساب مردم به آنان باشد چنان كه ملوك كار خادمان را بخود نسبت دهند.
دنباله حديث ٤- در باره من منقبتها است كه اگر آنها را ياد كنم جنجال بزرگى بر آيد و زمانى دراز خواهد كه