ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٤ - ٦٤
فرمود: با قوم يونس چنين كرد وقتى ايمان آوردند و بدانها مهر ورزيد و رحمت عطا كرد از همان باد عذابى كه براى آنها مقدر و مقرر كرده بود و وضع بد آنها را برحمت خود جبران كرد و عذاب مقرر را بر آنها رحمت نمود و آن عذاب را از آنها برداشت پس از آنكه بر سر آنهايش فرستاده بود و آنها را فرا گرفته بود و اين براى آن بود كه بدو ايمان آوردند و بدرگاهش زارى كردند.
فرمود و اما ريح عقيم همان باد عذابست كه نه رحمى از آن بچه در خود گيرد و نه هيچ گياهى از آن آبستن و بارور شود و آن بادى است كه از زير هفت طبقه زمين بر آيد و از آنجا هرگز بادى بر نيامده جز براى هلاك قوم عاد گاهى كك خدا بر آنها خشم كرد و بدربانان آن فرمود كه به اندازه وسعت يك حلقه انگشتر از آن را بر آرند فرمود بر دربانان خود سركشى كرد و به اندازه سوراخ بينى يك گاو جهيد از خشم او بر قوم عاد.
فرمود دربانانش بدرگاه خداوند عز و جل شيون كردند از آن و عرضكردند پروردگارا از دست ما بدر رفت و بيم داريم كه بوسيله آن مردمان بىگناه و آباد كنان زمين خود را هم هلاك كنى.
گويد: خدا عز و جل جبرئيل را در برابر آن باد فرستاد و با دو پر خود جلو آن را بست و آن را بجاى خود برگردانيد و باو فرمود بهمان اندازه كه دستور دارى بيرون آى فرمود بهمان اندازه دستور بر آمد و قوم عاد و هر كه با آنها بود هلاك كرد.
شرح- از مجلسى ره- قوله
«الا من تحولهم»
شايد مقصود اينست كه چون خداى تعالى باد غضب بمردمى فرستد و آنها از حال گناه بر گردند و راه طاعت گيرند عذاب خدا براى آنها تبديل برحمت شود چنانچه با قوم يونس عملكرد ولى چون باد رحمت بر مردمى فرمان بر فرستد و آنها راه معصيت پيش گيرند خدا از بخشش خود باز نگردد و باد رحمت را بر آنها عذاب نسازد ...