ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣١ - ٩٣
نافع- راست فرمودى: يا ابن رسول اللَّه، از قول خدا عز و جل بمن خبر بده (٤٨- ابراهيم) روزى كه زمين به زمين ديگرى بدل شود و هم آسمانها- بفرمائيد كدام زمين آن روز عوض مىشود.
امام (ع)- زمينى كه نانى پاى بر جا باشد و از آن بخورند تا خدا عز و جل از حساب خلائق فارغ شود.
نافع- در آن روز اهل محشر توجهى بخوردن نتوانند (از بس رنج و گرفتارى دارند) امام (ع)- آن روز مشغولتر و گرفتارترند يا وقتى در دوزخند؟
نافع- بلكه وقتى در دوزخند.
امام (ع)- گرفتارى دوزخ آنها را از خوردن باز ندارد، زيرا خوراك خواهند و بآنها زقوم دهند و نوشابه خواهند و بآنها آب داغ حميم دهند.
نافع- يا ابن رسول اللَّه درست فرمودى و تنها يك پرسش بجا مانده است.
امام (ع)- آن يك پرسش چيست؟
نافع- بمن بگو خداوند تبارك و تعالى از چه زمانى بوده است؟
امام (ع)- واى بر تو از چه زمانى نبوده است تا من بتو خبر دهم كه از چه زمانى بوده است؟- منزه باد آنكه پيوسته بوده و پيوسته خواهد بود يگانه است بىنياز است، همسرى و فرزندى نگرفته است، سپس فرمود اى نافع تو بمن از آنچه پر سمت خبر ده.
نافع- آن پرسش شما چيست؟
امام (ع)- در باره اصحاب نهروان كه بر على (ع) شوريدند چه گوئى؟ اگر گوئى كه أمير المؤمنين (ع) آنها را بحق كشته است از عقيده خود برگشتى (چون نافع با خوارج هم عقيده بوده است) و اگر بگوئى بناحق آنها را كشته محققا كافر شدى، نافع در برابر اين پرسش پشت كرد و گريخت و مىگفت: بخدا تو بر راستى و درستى اعلم مردمى و نزد هشام آمد.