ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣ - ٧
جلو آن را بگيرد و ديدى كسى كه از تسلط او ترسند مردم شريف را خوار كند و ديدى نزديكترين مردم بفرمانروايان كسى است كه بدشنام ده ما خانواده مدح و ثنا گويد و ديدى هر كه ما را دوست دارد او را ناحق شمارند و گواهيش را نپذيرند و ديدى كه در گفتار ناحق با هم رقابت كنند و ديدى كه قرآن و شنيدنش بر مردم گران است و در برابر شنيدن دروغ و بيهوده بر آنها آسان و دلچسب است و ديدى همسايه همسايه را از ترس زبانش گرامى دارد و احترام كند و ديدى حدود معطل و بىاجرا بماند و در باره آنها برأى و دلخواه عمل شود و ديدى كه مساجد نقاشى و آب طلا كارى شوند و ديدى كه راستگوترين مردم در نزد مردم آن كسى است كه افتراء زند و دروغ گويد و ديدى شر پديدار شد و هم سخن چينى و ديدى ستمگرى شيوع يافت و ديدى غيبت را سخن خوش مزه شمارند و مردم بدان يك ديگر را مژده بخشند و شادمان كنند و ديدى بحج روند و جهاد طلبند براى جز رضاى خدا و ديدى سلطان مؤمن را بخاطر كافر خوار كند و ديدى ويرانى بر آبادانى چيره شده و ديدى مردم از كم فروشى روزى خورند و ديدى خون ريزى را سبك و آسان شمارند و ديدى مرد براى طلب دنيا رياست طلبد و خود را ببد زبانى شهره كند تا از او بترسند و كار را باو واگذارند و ديدى نماز را خوار و سبك شمارند و ديدى مردى مال فراوان دارد و از آن گاهگه داشته زكاتش را نداده و ديدى مرده را از گورش بر آرند و بيازارند و كفنش را بفروشند و ديدى كه آشفتگى بسيار است و ديدى كه مرد شبانگاه كند در نشئه شراب و بامداد كند مست و باكى ندارد كه مردم در چه وضعى باشند- و ديدى بهائم را بگايند و ديدى بهائم همديگر را بدرند و ديدى مردى به