ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢ - ٧
و زن با شوهر خود بر سر نكاح مردان سازش كند (رشوه گيرد و نرمش نمايد) و ديدى بيشتر مردم و بهترين خانه آن باشد كه با زنان در هرزگى آنها كمك كند و ديدى مؤمن حقير و غمنده و خوار است و ديدى بدعت و زنا عيان است و ديدى مردم بگواه ناحق اعتماد كنند و ديدى حرام حلال شمرده شود و حلال حرام شمرده شود و ديدى حكم دين برأى معين شود و قرآن و احكامش معطل مانده است و ديدى براى دليرى بر خدا و ارتكاب كار بد مردم انتظار شب نكشند و ديدى كه مؤمن نتواند منكر كارهاى خلاف شود جز بهمان دلش و ديدى مال فراوان در مورد خشم خداوند مصرف شود و ديدى فرمانروايان كافران را بخود نزديك كنند و اهل خير را از خود دور سازند و ديدى كه فرمانروايان در قضاوت رشوه ستانند و ديدى فرمانروائى و منصب در مزايده قرار گيرد و ديدى كه خويشان محرم را بگايند و بدانها از زن گرفتن اكتفاء كنند و ديدى كه بمجرد تهمت و گمان مرد را بكشند و بخاطر خواهى مرد نر غيرتورزى كنند و جان و مال در راه عشق او دهند و ديدى كه مرد را براى همخوابشدن با زنان بسرزنش گيرند و ديدى كه مردى از كسب هرزگى زنش نان ميخورد و آن را ميداند و او را نگه مىدارد و ديدى كه زن بر شوهر خود تسلط دارد و آنچه را شوهر ميل ندارد انجام ميدهد و بشوهر خود خرجى و پول جيب ميدهد.
و ديدى مرد زنش و دخترش (كنيزش خ ل) را باجاره ميدهد و بخوراك و نوشيدنى پستى هم راضى است و ديدى كه سوگند بخداوند عز و جل بنا حق فراوان شده و ديدى كه قمار بازى پديدار است و ديدى كه آشكارا مى ميفروشند و مانعى ندارد و ديدى زنها خود را بكفار بخشند و ديدى ساز و آواز آشكار است و مردم بدان گذرند و كس كسى را از آن منع نكند و كسى جرأت نكند