ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥٥ - ٢١٦
(در مظلوميت شيعه)
٢١٥-
از فضيل بن زبير گويد فروه بمن باز گفت كه با امام باقر راجع بآن دو (ابى بكر و عمر) گفتگوئى كردم در پاسخ فرمود: هشتاد سالست كه شما را ببهانه خون عثمان ميكوبند و خودشان هم ميدانند و معتقدند كه او ظالم و ستم كار بود اى فروه چگونه با شماها رفتار كنند اگر نام دو بت و معبود آنها را ببريد (يعنى نام ابى بكر و عمر را ببدى ببريد و از آنها انتقاد كنيد).
شرح- از مجلسى «ره»-
«ثمانين سنة»
شايد اين كلام امام در نزديك وفاتش بوده است زيرا از مقتل عثمان تا وفات آن حضرت قريب هشتاد سال است زيرا وفاتش سال صد و چهارده بوده است.
قوله
«اذا ذكرتم صنميهم»
يعنى دو پير راه آنها كه بمانند بتان آنها را تعظيم كنند و پيروى نمايند پايان نقل از مجلسى.
من گويم در عين حال كه مخالفان عمر و ابى بكر را معصوم نمىدانند و در مواردى خطاى آنها را مسلم ميشمارند و مىگويند خطا بر مجتهدان روا است از طرف ديگر تا اندازه اى آنها را بزرك مىدانند كه مجرد اهانت بآنها را كفر ميشمارند و مرتكب آن را واجب القتل ميدانند.
٢١٦-
از سدير گويد: ما نزد امام باقر «ع» بوديم ياد كرديم از آنچه مردم پس از رسول خدا پيغمبرشان «ص» پديد آوردند و تا چه اندازه امير المؤمنين (ع) را خوار شمردند يكى از حاضران گفت «اصلحك اللَّه» عزت بنى هاشم كجا رفت؟ (يعنى همان عزت و اعتبارى كه پيغمبر سالها در پناه آن با همه سران و قبائل قريش مبارزه كرد و خود را نگهداشت و مقصد خود را پيش برد) كجا شدند آن همه افراد دلاور بنى هاشم؟
امام باقر (ع) در پاسخ او فرمود در آن روز چه كسى از رادمردان بنى هاشم مانده بود؟ مرد بنى هاشم همانا جعفر و حمزه بودند كه درگذشتند، و دو مرد ناتوان و زبون و تازه مسلمان از بنى هاشم مانده بودند كه عباس و عقيل بودند و اين هر دو از طلقاء بودند (يعنى كسانى كه در كفر