ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨٢ - ٢٤٥
عباس- يا رسول اللَّه من كه مسلمان بودم ولى مردم مرا بزور مرا در جبهه بدر آوردند.
رسول خدا (ص)- خداوند بمسلمان بودن تو داناتر است و اگر آنچه ميگوئى درست است راستى خدا بتو عوض مىدهد ولى ظاهر حالت اينست كه با ما در نبرد شدى و اسير گشتى و بايد پول بدهى و آزاد شوى و رسول خدا (ص) بيست وقيه طلا كه در جبهه همراه او بود از وى گرفت.
عباس- يا رسول اللَّه همين طلا را كه از من گرفتيد در عوض فديه من حساب كنيد.
رسول خدا (ص)- اين طلاها را كه خدا بما غنيمت داده است.
عباس- يا رسول اللَّه من ديگر مالى ندارم.
رسول خدا (ص)- پس آن طلاها كه وقت بيرون شدن از مكه نزد ام الفضل دختر حرث بطور محرمانه سپردى و جز شما دو كس خبر ندارد كجا است؟ پس از اينكه آن را بوى سپردى گفتى اگر در اين سفر بمن آسيبى رسيد اين اندازه بفضل بده و اين اندازه بعبد اللَّه بده و اين مقدار هم به قسم.
عباس- بدان كه تو را براستى مبعوث كرده است يا رسول اللَّه كسى جز من و او از اين راز آگاه نبود و راستى كه من مىدانم تو رسول خدائى. سپس عوض خود و دو برادر زاده و حليف خود پول داد.
قوله
«و محلوفه»
ظاهر اينست كه او بلات و عزى سوگند ياد كرده است و امام نخواسته آن را بر زبان آورد و از آن بكلمه محلوف تعبير كرده است يعنى بدان چه بآن سوگند خورد و در كشاف است كه بكلمه سوگند خورده است.
٢٤٥-
از ابن مسكان از أبى بصير از امام باقر و يا از امام صادق (ع) در تفسير قول خدا عز و جل (١٩ التوبه) آيا شما سقايت حاجيان و آباد كردن و تعمير مسجد الحرام را بمانند كردار كسى مىدانيد كه بروز جزاء ايمان دارد؟ فرمود در باره حمزه و على و جعفر و عباس و شيبه نازل شده كه عباس و شيبه بسقايت و آب دادن بحاجيان افتخار كردند و بر خود باليدند و خدا نازل كرد كه شماها سقايت حاج و عمران مسجد الحرام را چون كردار كسانى دانيد كه بخدا و روز جزاء ايمان دارند؟ و على و حمزه و جعفر (ع) بودند آن كسانى كه ايمان بخدا و روز جزا داشتند و در راه خدا جهاد كردند و اين دو دسته در نزد خداوند همرتبه و برابر نيستند.