ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨٠ - ٢٤٤
«قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً» تا آخر آيه- بگو (اى محمد) بهر كه از اسيران در دست شما است اگر خدا در دل شما خيرى بداند (بشما عوض بهتر از آن فديهاى كه از شما گرفته شود عطا كند و هم شما را بيامرزد).
شرح- از مجلسى ره- قوله تعالى
«قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ»
شيخ طبرسى گفته است همانا نام ابدى آورده زيرا هر كه در بند آنها بوده است در حكم مملوك بوده از نظر تسلط آنها بر وى «از اسيران» يعنى اسيران بدر كه از آنها فديه گرفته شد.
«إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً»
يعنى اگر خدا بداند كه شما در دل داريد مسلمان باشيد و اخلاصمند باشيد و رغبت در ايمان و صحت در نيت داريد.
«يُؤْتِكُمْ خَيْراً» در عوض خير ميدهد و عوض بهترى بشما عطا ميكند.
«مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ من الفداء»
از آنچه كه از شما فديه گرفته شده است يا هم در دنيا و آخرت و يا همان در آخرت.
«وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذنوبكم وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»
و گناهان شما را مىآمرزد و خدا آمرزنده و مهربان است.
از عباس بن عبد المطلب روايت شده است كه اين آيه در باره من و يارانم نازل شده، من ٢٠ وقيه طلا داشتم كه همه را از من گرفتند و خداوند بجاى آنها ٢٠- بنده بمن داده است كه هر كدام پول فراوانى برايم بدست مىآورند و كمترين آنها ٢٠ هزار درهم در مىآورد و خداوند زمزم را هم بمن عطا كرده است كه در برابر آن همه اموال مكه را هم نميخواهم و ارزش آن از همه اموال مكه بيشتر است نزد من و من در انتظار مغفرت و آمرزش از جانب خدا هستم.
قتاده گويد براى ما گفتهاند كه چون هشتاد هزار خراج بحرين را براى پيغمبر (ص) آوردند وضوء گرفته بود كه نماز ظهر را بخواند ولى در آن روز نماز را نخواند تا همه آن پول را قسمت كرد و بعباس فرمود تا از آن برگيرد و ببخشد او برگرفت و ميگفت اين بهتر است از آنچه كه از ماها گرفته شد و من اميد آمرزش را هم دارم.
ابو البخترى- عاص بن هشام بن حارث بن اسد است كه در آن روز امان پيغمبر (ص) را نپذيرفت و كشته شد.
ضمير «اسروا» بخصوص بنى هاشم برميگردد و ابو البخترى بكلمه احد عطفست زيرا كه او از بنى هاشم نيست و گر چه پيغمبر (ص) از قتل او نيز نهى كرد.
ابن ابى الحديد از واقدى نقل كرده است كه رسول خدا (ص) از كشتن ابو البخترى نهى كرد براى آنكه يك روز پيش از هجرت پيغمبر در مكه سلاح پوشيد براى حمايت از پيغمبر و دفاع از او و اعلام كرد كه هر كه بآزار پيغمبر دست زند من باو شمشير ميزنم و پيغمبر از او قدردانى كرد و روز بدر او را امان داد.
ابو داود مازنى گفته روز جنگ بدر من خود را باو رسانيدم و گفتم: اگر تسليم شوى پيغمبر