ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩٨ - ٧٠
فرمود: سالم از من چه توقعى دارد ميخواهد فرشتهها را در برابر او رژه دهم بخدا كه پيغمبران هم چنين چيزى را نياوردند، ابراهيم (ع) هم سخن توجيه دار فرمود (٨٨- الصافات) براستى من بيمارم نه بيمار بود و نه دروغ گفت و محققا ابراهيم (ع) فرمود (٦٣- الأنبياء) بلكه بت بزرگ اين را كرده است- بت بزرگ نكرده بود و او هم محققا دروغ نگفت، و محققا يوسف (ع) فرمود ايا كاروان شما دزديد- بخدا دزد نبودند و يوسف هم دروغ نگفت.
شرح از مجلسى ره- يعنى براى مصلحت و تقيه كلام با توجيه و دو پهلو ميگويد و مقصود سالم از روايتش انتقاد از امام (ع) بوده است و عدم صراحت در لهجه، امام (ع) ميفرمايد من بسالم معجزههاى خيرهكننده نمودم و در او اثر نكرده و ميخواهد فرشتهها را بگواهى امامت خود نزد او آورم با اينكه پيمبران هم براى اثبات نبوت خود چنين كارى نكردند.
سپس امام از اعتراض سالم كه اين گونه سخن دروغ آميز است جواب داده كه اين گونه سخنها از پيغمبران معصوم هم صادر شده و نه دروغست و نه زشت بلكه در مقام مصلحت لازمست (و سپس استشهاد امام را شرح داده است).
من گويم يكى از محاسن بلاغت و شيوائى سخن پر معنا ادا كردن آنست و يكى از روشهاى پر معنا بودن سخن اينست كه مى تواند داراى معانى متعدده باشد و بهر مقامى مناسب تطبيق شود و اين سر بلاغت شعر و نثر است كه سخن سراى ايرانى لسان الغيب حافظ در آن استاد بوده است و اشعارى در مدح پيغمبر بفن غزلسرائى انشاء كرده است كه در عين حال بر مقاصد عمومى مهرورزى يك عاشق و معشوق هم تطبيق مى شود مثلا:
|
نگار من كه بمكتب نرفت و خط ننوشت |
بغمزه مسأله آموز صد مدرس شد |
|
ترديدى نيست كه در اين شعر امى بودن پيغمبر را در نظر گرفته و بيان كرده است كه همه دانش عميق و جهانگير و جاويدان حضرت او بنظر خدا و توجه و عنايت وى بوده است و او را نگار خوانده است يعنى زيباترين نقش هستى و محبوب مسلمانان و مقصودش از غمزه همان نظر لطف خدا است كه بوى نبوت و رسالت عطا كرد ولى در عين حال يك معنى عمومى و دلنشين ديگر هم ميدهد كه يك عاشق دل باخته با معشوقه دهاتى و بىسواد ولى زيبا و دلبر خود مى تواند با آن گفتگو هم كند و باز هم مى گويد:
|
گر غاليه خوشبو شد با گيسوى او آميخت |
ور وسمه كمانكش شد با ابروى او پيوست |
|
|
از نعل سمند او شكل مه نو پيدا |
و ز قد بلند او بالاى صنوبر پست |
|
اين هم در وصف پيغمبر اكرم است كه وسيله و واسطه فيضيابى مادى و معنوى بشر بوده است بدرگاه خدا تعالى در اين فن استادانه از بلاغت، قرآن مجيد تا حد اعجاز شيوا و پر معنا است كه ميفرمايد تا هفتاد بطن دارد و در كلام بشر كليات پيغمبر اسلام را بايد طراز اول شمرد كه بدان باليده و فرمود:
«اوتيت جوامع الكلم»
و اگر سالم اين طرز سخن را نپسنديده همانا خرد و ذوقش ناسالم بوده است.