ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩٦ - ٦٩
آدميزاده زيبا خوش است و ساعتى هم تنها بسر برد و بر تختش تكيه زند و بهمديگر نگاه كنند و راستى پرتو نورى در روى تخت بر سراپاى مؤمن بدرخشد و او بخدمتكاران خود گويد اين پرتو درخشان چيست؟ شايد خداوند جبار بمن نگاهى انداخته است و خدمتكارانش گويند:
قدوس، قدوس جل جلاله- نه اين پرتو درخشان يكى از حوريان جفت با تو است كه هنوز بملاقات او نرفتى و از ميان خيمه خود به اشتياق ديدار تو سركشيده و تو را خواسته و شيفته ديدار تو است و چون ديده تو بر تخت خود تكيه زدى لبخندى بر لب آورده است، اين روشنى كه ديدى و اين پرتوى كه تو را فرو گرفت از سفيدى دندانهاى مرواريدى پاك و پاكيزه و لطيف او است.
فرمود: پس دوست خدا گويد به او اجازه دهيد تا نزد من فرود آيد پس هزار غلام و هزار كنيز پيشى گيرند و بآن حوريه خانم اين مژده را برسانند و او از خيمه خود بنشيب آيد و هفتاد پيرهن بافته از طلا و نقره و شرابههاى در و ياقوت و زبرجد ببر كرده كه با مشك و عنبر الوان رنگ آميزى شدهاند و مخ ساق پايش از پس هفتاد پيراهن نمايانست هفتاد ذراع قامت دارد و ميانه دو شانهاش ده ذراعست و هر گاه بنزديك ولى خدا آيد خدمتكاران با سينيهاى طلا و نقره كه پر از در و ياقوت و زبرجد است پيشواز او روند و آنها را بر سر او بريزند و سپس مؤمن او را در آغوش كشد و حوريه هم آن مؤمن را در آغوش كشد نه او خسته گردد و نه او.
راوى گويد امام باقر (ع) سپس فرمود اما آن بهشتها كه در قرآن ذكر شده است:
١- بهشت عدن ٢- بهشت فردوس ٣- بهشت نعيم ٤- بهشت جنة المأوى.