ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٤ - ٥٧
در اينجا توجه به اين نكته لازمست كه رؤيا و خواب ديدن وابسته به استكمال روح و قدرت تفكر و فعاليت نيروهاى درونى انسانست از خيال و وهم و. و. و بحكم ناموس نشو و ارتقاء همه اين نيروهاى معنوى در آغاز آفرينش ناتوان بودهاند و بشر اوليه از نظر نيروهاى درونى ساده بوده و نيروهاى درونى او بخواب بودهاند و با قطع نظر از نظريه نشو و ارتقاء داروين و با اعتقاد به اينكه بشر نوعى از مخلوقاتست كه بطور استقلال خداوند او را بر وجه ابداع و ابتكار آفريده باز هم نيروهاى درونى او در آغاز آفرينش جنبشى نداشته است و زمينه فعاليتى براى آنها نبوده گو اينكه پيمبران داراى معنويت متكاملى بودهاند، و اين حقيقترا ميتوان از وضع يك كودك نوزاد بررسى كرد كه تازه از مادر زاده است و نيروى عقل و خيال و وهم او بسيار نارسا و خفته است در اينجا اين پرسش بميان مىآيد كه آيا راقىترين جانداران مانند يك ميمون خواب ميبيند و آيا يك كودك نوزاد خواب ميبيند و اين پرسش در باره جانداران ديگر هم بجا است.
پس اگر مقصود حديث اين باشد كه بشر نخستين بواسطه اينكه نيروهاى درونيش خفته و ابتدائى بوده تا مدنى رؤيا نداشته و مانند يك كودك نوزاد آسوده در بستر خويش مىآرميده سخن دور از باورى نيست و چون نيروهاى درونى او پيشرفت رؤيا در او پديد شد زيرا رؤيا بنظر من يك فعاليتى است در نيروهاى درونى انسان كه خرد و واهمه در آن شركت دارند و ادراكات اينها است كه رؤيا را پديد مىآورد و بهمين جهت صحنههاى رنگارنگ دارد و راست و دروغ دارد و آنچه از ادراك عقلست درست است و آنچه از وهم و از تركيب خيال است بسا كه نادرست است و حقيقت تعبير رؤيا اينست كه قسمتهاى عقلانى و روشن آن از آنچه نيروى وهم و تركيبات خيال بدان آميخته جدا شود و من شرح اين موضوع را در كتاب كانون عفت قرآن تفسير سوره يوسف شرح دادهام.
٢- رؤيا و خواب ديدن دليل وجود روح جدا از تنست و نشانه اينست كه در درون هستى انسان يك حقيقت زندهاى نهفته است جدا از جهاز تن و اندام و خون و زندگى مادى كه بر اساس آنست و آن حقيقت است كه نوع انسان را از جاندارهاى ديگر جدا ميكند و رؤيا و خواب ديدن نشانه آنست.
٣- رؤيا يكى از حجتهاى خدا است در باره بندههاى خود و پيمبر يار الهى است و بشر از روزنه رؤيا و خواب ديدن ميتواند تا اندازه پى بحقائق نهفتهاى برد كه مورد دعوت پيمبرانست و موضوع تبليغ رسولان خدا است و باين اعتبار چنانچه پيمبران حجتهاى منفصل و دليل گويائى بر تكاليف الهيهاند و تمرد آنان باعث مسئوليت مىشود رؤيا هم خود نشانهاى از عالم آخرت و بعد از مردنست كه بايد از آن پند گرفت و بحقيقت دعوت انبياء گردن نهاد.