ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩٧ - ٧٠
فرمود: براى خدا عز و جل بهشتها است در درون اين بهشتهاى نامبرده و براستى هر مؤمن تا آنجا كه دوست دارد و بخواهد بهشت دارد و در آنها هر طور خواهد نعمت خواره باشد و خوشگذراند و هر گاه مؤمن چيزى خواهد و اشتهائى يابد دعوت و اظهار خواستش در بهشت همينست كه بگويد
«سبحانك اللهم»
بار خدايا تو منزهى- و بمحض اينكه اين سخن را ادا كند (كه بمنزله زنگ اخبار بهشت است) خدمتكاران بشتابند و هر چه را خواهد برايش بياورند بىآنكه از آنها بخواهد يا بآنها فرمانى دهد.
و اينست معنى قول خدا عز و جل (١١- يونس) دعوى آنها در آن
سبحانك اللهم
است و درودشان در آن سلامست- (يعنى خدمتكاران سلام مىدهند) و آخرين دعوت و خواست آنها اينست كه «
الحمد للَّه رب العالمين
» مقصودش از آن اينست كه پس از درك لذت و بهرهگيرى از جماع و خوردن و نوشيدن و پس از فراغت خدا را سپاس گويند.
و اما قول خدا تعالى (٤١- الصافات) آنانند كه براى آنها روزى دانسته و معينى است- فرمود: يعنى خدمتكاران آن را مى دانند و نخواسته نزد دوستان خدا مىآورند و اما قول خدا عز و جل (٤٢- الصافات) ميوههائيست در بهشت و بهشتيان پذيرائى ميشوند- فرمود: يعنى هيچ چيزى را نخواهند و بدان ميل نكنند در بهشت جز اينكه بدان پذيرائى شوند
پر معنا بودن اخبار ائمه (ع)
٧٠-
ابى بصير گويد من نزد امام باقر (ع) بودم كه باو عرض شد سالم بن أبى حفصه و يارانش (از غلات مخالف امام بودند) از تو گزارش مى دهند كه سخنى ميگوئى و هفتاد توجيه دارد و از هر راهى ميتوانى خود را از مسئوليت بيرون برى؟