ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٨ - ٢٣
خطبه از امير المؤمنين (ع)
٢٣-
از امام صادق (ع) كه چون پس از كشتن عثمان با على (ع) بيعت شد آن حضرت بمنبر بر آمد و فرمود:
سپاس از آن خدا است كه بر فراز است و فراز جويد و نزديكست و برترى پويد و بالاى هر ديدگاه بر آمده است و گواهم كه نيست شايسته پرستشى جز خدا يگانه است، شريك ندارد و گواهم كه محمد بنده و فرستاده او است پايان پيمبرانست و حجت خدا بر همه جهانيان تصديق داشت همه رسولان نخست را و بمؤمنان مهرورز و مهربان بود و خدا و فرشتهها بر او صلوات فرستند و بر آل او.
اما بعد أيا مردم راستى كه ستم و تجاوز ياران خود را بدوزخ كشد و به راستى نخست كسى كه بخدا جل ذكره ستم رواداشت عناق دختر آدم (ع) بود و نخست كشته خشم خدا عناق بود يك جريب در يك جريب زمين را نشيمن خود ميداشت و داراى بيست انگشت بود كه در هر انگشتى دو ناخن داشت بمانند داسى و خدا عز و جل بر او شيرى مسلط كرد بمانند پيل و گرگى بمانند شتر و كركسى ببزرگى استر و او را كشتند و محققا خداوند زور گويان و گردن كشان را در بهترين حالى كه داشتند و ايمنترين وضعى كه بودند بكشت از هامان جان گرفت و فرعون را نابود كرد و عثمان هم كشته شد.
هلا كه گرفتارى شما بهمان وضعى برگشت كه در آن روز خداوند پيغمبر خود را بر انگيخت سوگند بدان خدائى كه او را به راستى مبعوث كرد محققا بهم در آميزيد و بغمها و غصههاى فراوان اندر