ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٢ - ذكر مقاسم خيبر و اموال آن
ابن هشام گفته است جنس اينها گندم و جو و خرما و ديگر اجناس بوده كه باندازه حاجت ميان همه قسمت كرده و چون فرزندان عبد المطلب حاجتمندتر بودند بآنها سهم بيشترى داده است پايان نقل از سيره ابن هشام.
من گويم اين تقسيم راجع بدر آمد املاك خيبر بوده كه در حال فتح بدست آمده و در انبارها بوده و يا بطور مستمرى هر ساله، و ربطى بتقسيم رقبه املاك ندارد و تقسيم هم روى خدمتى بوده كه هر مرد و زنى در جامعه اسلامى انجام ميداده است و اين دلالت دارد كه زنان در نهضت اسلام و در دوران پيغمبر (ص) نقش مهمى در شئون اجتماعى داشتهاند.
دنباله حديث ٢١- ٩- و دفتر عطا و حقوق و مستمرى را محو ميكردم و درآمد اسلامى را مانند رسول خدا بهمه مسلمانان برابر و برادروار قسمت مىكردم و بيت المال را دست گردان ميان توان- گران نميساختم.
شرح- از مجلسى «ره»-
«و محوت دواوين العطايا»
- يعنى آن دفترى كه در زمان آن سه تا تنظيم شد بر پايه برترى مسلمانان بر يك ديگر در حق برى از بيت المال- پايان نقل از مجلسى (ره).
چون فتوحات اسلامى پيشرفت و سيل غنائم بمدينه سرازير شد عمر را دريغ آمد كه همه آنها را بر همه مسلمانان برادروار قسمت كند و دفترى تنظيم كرد و حقوق منظم و مختلفى براى هر طبقه از مسلمانان در آن ثبت كرد در اين دفتر قبائل قريش را مقدم داشت و در ميان قريش مهاجران و حاضران جنگ بدر و زنان پيغمبر را در بهره بيت المال بر ديگران برترى داد و سهم بيشترى براى آنها مقرر ساخت و چون اينان بر اثر كثرت واردات اسلامى ثروتمند و توانگر شدند در امر بيت المال و بودجه نفوذ پيدا كردند و بسود خود در مقررات آن تصرف ميكردند و اين خود از بدعتهاى عمر بود كه تا چند قرن اول اسلام مورد عمل بود.
دنباله حديث ٢١- ١٠- و خراج و ماليات از روى مساحت زمين را ملغى ميكردم.
شرح- از مجلسى ره-
«و القيت المساحة»
اين اشاره است بدان چه خاصه و عامه از بدعتهاى عمر نقل كردهاند كه گفت بجاى اين ده يك و نيم ده يك بايد پول درهم از ملك داران دريافت كنيم و مساحت كن بهمه بلاد اسلامى فرستاد و صاحبان املاك را وادار كرد كه طبق آن خراج و ماليات بدهند و در دوران حكومت خود از مردم عراق همان را ميگرفت كه ملوك فرس از آنها ميگرفتند از هر جريب زمين يكدرهم (سكه نقرهاى بوزن ١٢ نخود و ٣ خمس) و يك قفيز از حبوبات و از هر جريت زمين در مصر يك اشرفى ميگرفت (هجده نخود طلاى سكهدار) و يك اردب حبوبات بشيوه پادشاهان اسكندريه