ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣١ - ٢٧
مجلسى ره گويد «قوله
الايمان يمانى
» جزرى گفته است در حديث است كه الايمان يمانى و الحكمة يمانية همانا چنين فرموده است براى آنكه ايمان از مكه پديدار شد و مكه از تهامه است و تهامه از زمين يمن و از اين جهت گفته شده الكعبة اليمانية و گفته شده است كه اينكلمه را بخاطر انصار مدينه فرموده است زيرا آنها از عربهاى يمن بودند و هم آنها ايمان و مؤمنان را ياورى كردند و مأوى دادند و ايمان را بدانها منصوب كرد ...
«قوله
لو لا الهجرة
» شايد مقصود اين باشد كه اگر من از مكه هجرت نكرده بودم امروزه از اهل يمن بودم زيرا مكه از يمن است يا مقصود اينست كه اگر از نخست مدينه را دار الهجرة نكرده بودم و بامر خدا- اختيار نكرده بودم يمن را وطن خود ميساختم يا مقصود اينست كه اگر هجرت عنوان اشرفى نبود من خود را در شمار انصار قرار مىدادم و از يمانىها ميشدم پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- كلام جزرى كه مرحوم مجلسى هم بپيروى او مكه را از يمن دانسته است مورد اعتراض است.
١- از نظر تقسيمات جغرافيائى سرزمين شبه جزيرة العرب را پنج قسم كردهاند از جنوب بشمال.
١- يمن ٢- يمامه ٣- تهامه ٤- حجاز ٥- نجد و مكه را جزء حجاز شمردهاند و جزة يمن ندانستهاند.
٢- مقصود پيغمبر صرف انتساب بقطعه زمين نيست بلكه مقصود قبائل از اين سرزمينها است و از اين جهت اصحاب وبر را كه مورد انتقاد قرار داده است بدو قبيله ربيعه و مضر تفسير كرده و شك نيست كه قبائل قريش از تيرههاى مضر محسوبند و ربطى بقبائل يمن ندارند.
دنباله حديث ٢٧- سپس فرمود خداوند لعنت كند ملوك اربعه را كه جمد و مخوس و مشرح و ابضعه بودند (مخوس و مشرح بر وزن منبر- اين چهار را ملوك اربعه ميناميدند كه پسران معدى كرب بودند رسول خدا آنان را بهم راه خواهرشان بنام عمر ده لعنت كرد) خدا لعنت كند محلل و محلل له را.
شرح- از مجلسى ره- در نهايه گفته است در حديث آمده است كه
لعن اللَّه المحلل و المحلل له
(و با الفاظ ديگر هم از همين ماده حديث را نقل كرده و پس از تشريح لغوى آن گفته است) معنى همه آنها اينست كه مردى زنش را سه طلاقه كند و مرد ديگرى او را بزنى گيرد بشرط اينكه پس از وطى طلاقش دهد تا براى شوهر نخست حلال گردد كه او را باز بزنى گيرد.
طيبى در شرح مشكاة گفته است شوهر زن ملعونست براى آنكه نامرد و بيشرم و پست است كه تا سه بار زنش را طلاق داده و راضى شده كه باين وضع باز هم او را بزنى گيرد و محلل ملعونست براى آنكه مانند نره بز خود را اجاره داده تا با وطى آن زن كار ديگرى را اصلاح كند تا اينكه گويد: