ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٣ - ٢٢
تيرهاند و برخى ريشه عرب عدنانى را كه عرب حجاز و نجدند از آنها جدا دانند و عدنان و قحطان را دو تيره مستقل و جدا شمارند.
هنگامى كه آثار ويرانى در سد مآرب عيان شد يكى از رؤساى قبائل آينده آن را پيش بينى كرد و با پيروان خود از آن كوچيد بدين شرح كه در سيره ابن هشام ج ١ ص ٧ ط مصر گويد.
سبب خروج عمر و بن عامر از يمن اين بود كه ابو زيد انصارى باز گفته است وى ديد موشهاى صحرائى در سد مآرب رخنه كردهاند آن سديكه آب را براى آنها درياچه ميكند و نگه مىدارد تا آن را هر طور خواهند در اراضى كشت خود مصرف كنند او دريافت كه با وجود اين موشها سد بجا نخواهد ماند و تصميم گرفت كه از يمن بكوچد و براى مردم خود نقشهاى كشيد به خردسالترين پسرانش سفارش كرد كه چون باو تندى كند و بوى سيلى زند او بر پا شود سيلى او را پاسخ دهد پسرش هم بفرمان او چنين كرد عمرو هم خود را بسيار تند و عصبانى نشان داد و گفت من در شهرى نمانم كه خردسالترين پسرانم در آن به رويم سيلى زده است و دارائى خود را حراج كرد اشراف يمن گفتند از اين خشم عمرو استفاده كنيد و دارائى او را بخريد و او هر چه داشت فروخت با پسران و نوههاى خود كوچ كرد، تيره ازد گفتند از عمرو بن عامر جدا نشويد و آنها هم دارائى خود را فروختند و با وى بيرون شدند و روانه شدند تا ببلاد عك رسيدند و خواستند از آنها گذر كنند تا محل اقامت دلخواهى پيدا كنند و عك سر راه آنها را بستند و با آنها بنبرد در آمدند و گاهى غالب بودند و گاهى مغلوب در اين باره عباس بن مرداس شعرى گفته است كه آن ما را نوشتيم سپس از آنجا كوچيدند و چند دسته شدند (و پس از شرح سرانجام دستهها گويد:) سپس خدا سيلى فرستاد برسد و آن را ويران كرد و در اين جا است كه خدا تبارك و تعالى به رسول خود محمد (ص) ناز كرده است: براى قوم سباء در مساكن خود آيتى بود كه آن دو باغستانى بود از راست و چپ ..
اين جمعى كه كوچ كردند بسه دسته تقسيم شدند:
١- دستهاى كه آمدند در جلگه يثرب يك مهاجرنشين تشكيل دادند و در كنار جمعى از يهود كه سابقا در آن جا گرفته و وسائل آبادى و عمرانى فراهم كرده بودند وطن ساختند و اينها همان دو قبيله اوس و خزرج هستند كه به يارى پيغمبر اسلام برخاستند و او را بديار خود دعوت كردند و بوسيله آنها اسلام داراى حكومت و نيرو گرديد.
٢- در مرزهاى شام و كنار دولت متمدن روم بار انداختند و در زير سايه حكومت روم زندگى كردند و آنها را بنى غسان نامند.
٣- در مرزهاى فارس و دشتهاى اطراف فرات بار انداختند و در سايه حكومت متمدن و مقتدر ساسانيان زندگى ميكردند و از حمايت آنان برخوردار بودند و يك دستگاه پادشاهى عشيرهاى پديد آوردند كه سلاطين آنها بنام ملوك حيره در تاريخ ياد شدهاند.
و همه اين دستجات عرب قحطان در آينده تاريخ عربستان و بلكه قسمت مشرق زمين نقش مهمى داشتند كه در اين خطبه بطور مختصر بدان اشاره شده است و آنها را از نظر كلى تشبيه به آب بارانى كرده كه از آسمان بزير آيد و در شكم زمين و كوه فرو رود و بظاهر نابود گردد ولى بصورت