برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٦١٩ - يادداشتها
(١) اشكال «مصادره به مطلوب اوّل». در اين قياس، نقيض مطلوب، اوّل» در اين قياس، نقيض مطلوب، يعنى: حدّ شر، مصادره شده است؛ يعنى بدون استدلال پذيرفته شده است.
(٢) اشكال «دور». اگر قرار باشد حدّ خير از طريق حدّ شر حاصل شود، پس حدّ شرّ، خود، چگونه به دست مىآيد؟ ناچار بايد از طريق حدّ خير كسب شود- زيرا به عقيدهى شخص مدّعى شىء همواره بايد از طريق حدّ ضدّ آن شىء اكتساب شود؛ و اين دور است
(٣) اشكال سوّم اين است كه حدّ ضدّ شىء از حدّ شىء اعرف نيست تا توسط آن حدّ شىء تبيين و اكتساب شود؛ «و هر تبيينى كه از طريق اعرف نباشد، در واقع تبيين نيست».
(٤) بر فرض بپذيريم كه حدّ شىء از طريق حدّ ضدّ آن شىء كسب مىشود، مىتوان پرسيد كه حدّ آنچه ضدّ ندارد و حدّ مفهوم ضدّ- به حمل اولى- چگونه كسب مىشود؟
(٥٩٢) -- يادداشتهاى شمارهى ٥٨١ تا ٥٨٧ و متن مربوط به آنها.
(٥٩٣) - آغاز محور دوّم بحث در اين فصل.
(٥٩٤) - حدّ، فقط خاص ماهيّتها است، آنچه ماهيّت ندارد، حدّ ندارد. امر معدوم، و مفاهيم غير ماهوى حدّ ندارد، و هر حدّ و تعريفى از آنها به عمل آيد فقط «شرح لفظ» است؛ و حتى «شرح اسم» هم نيست. براى فرق شرح لفظ با شرح اسم- يادداشت شمارهى ٥٢٠.
(٥٩٥) - آغاز محور سوّم بحث در اين فصل.
(٥٩٦) - منظور از «قولى برحسب اسم» شرح الاسم است.
(٥٩٧) - به عبارت ديگر، شرح الاسم برهانبردار نيست.
(٥٩٨) - يادداشت شمارهى ٥٢٠ و متن مربوط به آن. در آنجا گفتم كه «شرح اسم» و مطلب «ما شارحه» قبل از مطلب «هل بسيط» است.
(٥٩٩) -- يادداشت شمارهى ٥٢٠ و متن مربوط به آن. در آنجا گفتم كه «ما شارحه»، عينا پس از اثبات وجود شىء- يعنى: مطلب «هل بسيط»- به «ما حقيقيّه»- يعنى: «حدّ حقيقى- تبديل مىشود. نيز- متن مربوط به يادداشت شمارهى ٦٢٠ پس از اين.
(٦٠٠) - يعنى «وجود» در ماهيّت شىء داخل نيست، و جزء ذاتيات شىء محسوب نمىتواند شد.- يادداشت بعد و متن مربوط به آن.
(٦٠١) - مطلوب با برهان، «وجود» است، كه جزء ذاتيات شىء محسوب نمىشود. نتيجهى برهان، همواره پاسخ پرسش «هل» است- خواه «هل بسيط»، خواه «هل مركّب».
(٦٠٢) - آنچه در ماهيّت شىء داخل است، ذاتى شىء است؛ و ذاتى شىء، برهانبردار نيست. اين سخن بيان ديگر مطلبى است كه دربارهى ذاتى شىء گفتهاند: «ذاتى لم يكن معلّلا» (حاجى سبزوارى، منظومهى حكمت).
(٦٠٣) - آغاز محور چهارم بحث در اين فصل.
(٦٠٤) - يعنى برهان «ان مطلق».
(٦٠٥) - يعنى برهان «دليل».
(٦٠٦) - يعنى از طريق برهان «لم».