برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٦٨ - يادداشتها
حدّ اصغر. به همين خاطر، ابن سينا، مىگويد: «معلول در بودن براى حدّ اصغر تابع علّت قرار داده نمىشود، بلكه جابهجا شده و معلول، متبوع و علّت، تابع قرار داده مىشود»؛ به همين خاطر در شكل دوّم «علّت معلول را به قصد اوّل به دنبال خود نمىكشد؛ در حالىكه در شكل اول اين امر به قصد اوّل صورت مىگيرد.» و در شكل سوّم اصلا علّت بر حدّ اصغر ثابت نيست تا معلول نيز به تبع آن بر حد اصغر ثابت باشد، بلكه در مقدمهى صغرى حدّ اصغر بر علّت ثابت است و در مقدمهى كبرى معلول بر علّت ثابت است:
در دو شكل دوم و سوم جز با برهم زدن سير طبيعى استدلال (مثلا: در ضرب اول هريك از اين دو شكل به ترتيب با انعكاس كبرى و انعكاس صغرى) حدّ اوسط در جاى طبيعى خود قرار نمىگيرد، تا عليّت خود را اعمال كند. بنابراين، ابن سينا مىنويسد: «فقط در شكل اوّل است كه علّت چيزى داده مىشود و به دنبال آن معلول از علّت خود تبعيّت مىكند؛ پس اين شكل در واقع همان است كه «بالفعل برهان لمّ» است و اشكال ديگر فقط «بالقوه برهان لمّ» هستند.»
(٣٥٠) - اگر قرار باشد كه «حدّ» نتيجه يك قياس باشد، آن قياس بايد به صورت شكل اوّل تأليف شود، زيرا «حدّ» همواره قضيهاى است به صورت «ايجاب كلّى». براى اينكه همانطور كه گفتهاند «حدّ تام» بر تمام ذاتيات دلالت دارد، و چنين قضيهاى امكان ندارد بر تمام افراد دلالت نكند. مرحوم علامهى طباطبائى مىنويسند:
«حدّ بر محدود خود منعكس مىشود، يعنى همانطور كه به نحو كلّى حمل مىشود، به نحو كلّى نيز وضع مىگردد.» [- علامه سيّد محمد حسين طباطبائى، مهدى قوام صفرى، برهان، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، چاپ اول، قم ١٣٧١، صفحهى ١١٢]. شروط خاصّ شكل دوّم مانع اين است كه اين شكل نتيجهى ايجابى، و شروط خاصّ شكل سوّم مانع اين است كه اين شكل نتيجهى كلّى بدهد.
(٣٥١) - يكى از راههاى اثبات منتج بودن قياسهايى كه به صورت شكل اوّل تأليف نشدهاند ردّ و تحويل آنها به قياس شكل اوّل است. اين ردّ و تحويل به دو صورت امكانپذير است: الف) روش عكس كردن و ب) دليل افتراض.
الف) روش عكس كردن: در اين روش، گاهى جاى صغرى و كبرى را عوض مىكنند و به اين ترتيب قياس را به صورت شكل اوّل درمىآورند، امّا هرگاه اين كار انجام شود بايد نتيجه قياس را معكوس كرد؛ اين كار در ضربهاى اول، دوّم، و سوّم شكل چهارم انجام مىشود. و گاهى هر دو مقدمهى معكوس مىكنند، تا شكل قياس به شكل اول برگردد؛ اين كار در ضرب چهارم شكل چهارم صورت مىگيرد. گاهى براى برگرداندن شكل قياس به صورت شكل اوّل فقط مقدمهى كبرى را معكوس مىكنند (مانند ضرب اوّل از شكل دوّم) و گاهى فقط مقدّمهى صغرى را معكوس مىكنند (مانند ضرب