برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٤٦٥ - فصل ششم در اشاره به اينكه حدّ از طريق تركيب اكتساب مىشود
باشد. بنابراين اگر بخواهيم فقط خود اين «سه بودن» را تحديد كنيم، در حدّ آن تمام آنچه را كه ذاتى و اوّلى هستند اخذ مىكنيم. و قبلا دانستهاى كه اوّلى بودن به اين معنى نيست كه مخصوص آن شىء باشد: مثلا جنس و فصل براى نوع اوّلى هستند. بنابراين «عدد» را اخذ مىكنيم زيرا «سه بودن» عدد است و «فرد» را اخذ مىكنيم زيرا «سه بودن» فرد است و «اوّل» را اخذ مىكنيم. و «اوّل» داراى دو معنى است و ما به هر دو معنى آن را اخذ مىكنيم: اوّل اينكه، عدد از دو عدد ديگر مركب نباشد، ٦٥٦ و ديگر اينكه، هيچ عددى عادّ او نباشد. مثلا عدد پنج از اين جهت كه عددى عادّ او نيست عدد اوّل است، و امّا از اين جهت كه مركب از دو عدد است عدد اوّل نيست: زيرا پنج از تركيب سه و دو حاصل مىشود امّا عدد سه از هر دو جهت عدد اوّل است. بنابراين «عدد» براى سه و براى غير سه محمولى اوّلى است، و فرد براى سه و پنج و هفت محمول اوّلى است. و «اوّل» براى سه و براى غير سه محمول است و آن غير سه عبارت از دو است. و هيچ مفهوم اوّلى ديگر جز اين سه امر كه مقوم ماهيت عدد سه باشد نمىيابيم. بنابراين مجموع اين امور از هر دو وجه يعنى: در انعكاس و در ماهيت با عدد سه مساوىاند.
(٧٦٧) و يجب ألا يناقش فى الأمثلة، و لا يقال لنا إن الفرد ليس نوعا من العدد بل هو من الأعراض اللازمة لأنواع العدد، الذاتية لها، فإن المناقشة فى الأمثلة لا فائدة فيها.
(٧٦٧) و واجب است كه در مثال مناقشه نشود، و گفته نشود كه فرد نوعى از عدد نيست ٦٥٧ بلكه عبارت است از اعراض لازم براى انواع عدد و ذاتى عدد؛ زيرا مناقشه در مثال هيچ فايدهاى ندارد.
(٧٦٨) و نعود من رأس فنقول إن مساواة هذا القول للثلاثية أمر ظاهر: إذ لا يقال على جنسه و لا يقال على شىء غير الثلاثية مما هو تحت جنسه و هو مما يختص بجنسه، و هو آخر ما ينقسم المحمول عليها، فيتأدّى إلى جوهره.
(٧٦٨) از نو برگشته و مىگوئيم: مساوات اين تعريف با عدد سه امرى آشكار است: زيرا اين تعريف بر جنس عدد سه و بر چيزى غير سه كه تحت جنس عدد سه است صادق نيست و فقط مختص به جنس عدد سه است و آن آخر چيزى است كه محمول عدد سه بر آن تقسيم مىشود، ٦٥٨ بنابراين، اين تعريف مؤدّى به ماهيت عدد سه است.