برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٢٩٨ - فصل چهارم در فضيلت بعضى اشكال بر بعضى ديگر، و در اينكه چگونه قياس غلط در اشكال به وجود مىآيد
بلا انقطلاع- أى بلا واسطة- فإنه أى واسطة أحضرت، كانت مسلوبة عن الطرفين أو موجبة على الطرفين فلم ينتج.
(٤٣٦) پس هرگاه يكى از دو حدّ داراى محمول خاصى باشد سلب، با واسطه صورت مىگيرد.
بنابراين لازم است هرگاه يكى از دو حدّ داراى محمول خاصى نباشد، و يكى از دو حدّ از ديگرى سلب شود، اين سلب، سلب بدون انقطاع- يعنى سلب بدون واسطه- باشد؛ ٣٦٤ در اين صورت هر واسطهاى بخواهيد قرار دهيد، يا از هر دو طرف سلب خواهد شد يا بر هر دو طرف حمل خواهد شد و در هرحال نتيجه نخواهد داد.
(٤٣٧) و أما لفظ الكتاب فى نسختنا فيوهم بدل المحمول الموضوع و الأقسام بحالها. و ذلك أيضا من وجه يستقيم، و لكن النتائج تكون جزئية: فإنه إذا كان على كل بعض حكم كلى بقياس، فليس على الكل بلا قياس. و قد وضع كليا بلا انقطاع. فيشبه أن يكون هذا معنى ظاهر النسخة التى عندنا. و الأولى ما كتبناه أولا.
(٤٣٧) امّا عبارت كتاب در نسخهى ٣٦٥ ما اين ايهام را دارد كه موضوع را به جاى محمول گرفته است و با اين حال همان اقسامى را كه مطرح كرده كه ما مطرح كرديم. اين نيز به وجهى مىتواند درست باشد امّا در اين صورت نتايج جزئى خواهد بود: زيرا هرگاه توسط قياس بر «بعض» حكمى كلّى ثابت شود، اين حكم بدون قياس، بر «كل» ثابت نمىشود. در حالىكه حكم كلى بدون انقطلاع وضع شده بود. ٣٦٦ به نظر مىرسد كه اين، معنى ظاهر نسخهاى باشد كه در نزد ماست. امّا آنچه اولويت دارد همان است كه ابتدا نوشتيم.
(٤٣٨) و لقائل أن يقول: إن السالبة التى لا وسط لها إن طلبت بهذه الشريطة لم توجد: فإنه لا يخلوا، ب من حد أو رسم و من أجزائهما. و إن كان نفسه حدا لم يخل من اسم يدل على المعنى بلا تفصيل. و بالجملة ليست الأشياء تخلو عن خواص و لوازم حتى الأجناس العالية التى لا يحمل عليها جنس. فكيف يوجد ا، ب غير محمول على أحدهما شىء لا يحمل على الآخر؟
(٤٣٨) شايد كسى چنين بگويد: سالبهاى كه بىوسط است اگر با اين شرطى كه گفتيد طلب شود به دست نمىآيد: زيرا «الف» و «ب» از يك حدّ يا رسم و اجزاء و رسم خالى نيستند. و