برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ١٤٠ - فصل اول در شناخت مبادى برهان و كليت و ضرورت آن
موضوع به صفتى موصوف باشد» را از جملهى قضاياى مطلقه دانستيد، پس اين قضايا در آنجا كليات مطلقه بودند و كليتشان از جهت خلل حاصل از زمان از بين نمىرفت. پاسخ مىدهيم: ما در كتاب [قياس] اين قضايا را از اين جهت كه ضرورت نداشته باشند، بعنوان مطلقه اخذ مىكرديم، و در اينجا [كتاب برهان] جهت ضرورت در محمول را در آنها ثابت [و شرط] مىكنيم. ما در كتاب [قياس] ضرورى- مادام موضوع به وصفى كه به آن توصيف شده متصف است- را از جهت شرط بالفعل اين ضرورت مطلق قلمداد نمىكنيم، بلكه آن را از جهت امكان شرط اين ضرورت در آن، مطلق مىدانيم، البته نه امكان ضرورت حقيقى، كه در اين صورت حتى شرط ضرورت در قضيه جز از اين جهت امكانپذير نخواهد بود، پس اين نوع قضيه هرگاه از اين شرايط و جهات خالى باشد، مطلقه است. و بين امكان اشتراط چيزى و بين اشتراط بالفعل آن فرق بسيار است. پس در اينجا چون ضرورت شرط شد، هر زمان اين شرط منقضى شد، حكم كليت قضيه از بين مىرود، و در آنجا [كتاب قياس] چون ضرورت شرط نشده است، و قضيه بدون هرگونه شرط بالفعل مطلقه است، لذا از اينكه قضيه زمانى حكم را داشته باشد و زمانى نداشته باشد تناقض پيش نمىآيد، زيرا دوام محمول براى موضوع شرط نشده است. و اگر ضرورت در آنجا شرط شده بود، تا زمانى كه موضوع به آن صفت متصف بود، ضرورت داشت، در اين صورت اگر در زمانى به آن متصف نبود تناقض حاصل مىشد.
(١٧٣) و لنعبر عن هذا من جهة أخرى فنقول: إن الذى يعتبر فيه الخلو زمانا و الدوام زمانا هاهنا هو غير الذى كان يعتبر فيه الأمران هناك. فهناك إنما كان يعتبر ذلك ما بين حدى المطلوب على الإطلاق: و هما ذات الشىء الأبيض و ذات اللون المفرق للبصر، فيعتبر حال المحمول عند ذات الموضوع من حيث ذاته. و هاهنا يعتبر ذلك فى شرط للموضوع و هو- مادام ذات الموضوع موصوفا بصفة أنه أبيض. و هناك لم يكن بشرط هذا بل كان إنما يكون مطلقا لأنه ليس يعرض لذات الموضوع دائما، بل فى وقت اتصافه بأنه كذا. فكان ليس كل موصوف بأنه أبيض فهو ذو لون مفرق للبصر مادام موجود الذات، بل مادام موصوفا بأنه أبيض. فكان «ذو لون مفرق للبصر» لا يحمل فى كل وقت على ذات الموصوف بأنه أبيض، بل وقتا ما. و هاهنا كذلك أيضا. و لكن إنما يمنع هاهنا أن يخلو شىء من الموضوع عن المحمول زمانا إذا أخذنا الموضوع بالشرط الذى تصدق معه الضرورة و كان هناك كذلك أيضا. و هذه المقدمة تستعمل فى البرهان مع حذف جهة الضرورة و لك تنوى. و إنما تكون مطلقة بالحقيقة إذا حذفت و لم تنو، بل ظر إلى الوجود فقط.