برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٨١ - فصل هشتم در اينكه علم يقينى نسبت به آنچه داراى سبب است از طريق سبب آن حاصل مىشود، و مراعات نسبتهاى حدود برهان از اين امر
برادر است» عين دانستن اين است كه او برادر دارد، يا مشتمل بر دانستن آن است. پس در اينجا در نتيجه چيزى اعرف از مقدمهى صغرى وجود ندارد. و اگر چنين نباشد و برادر داشتن او امر مجهولى باشد كه نياز به تبيين دارد، پس در اين صورت معنى اين سخنت كه «زيد برادر است» را درست تصوّر نكردهاى. امثال اين امور را اصلا نبايد قياس ناميد، چه رسد به اينكه آنها را براهين بناميم.
(٨٩) أما الاستثناء المذكور فلا يخلو: إذا استثنى فقال: لكنه ليس بزوج- أى ليس له حد الزوجية- إما أن يقول ذلك لمقدمة غير موجبة لذاتها أن يكون ليس بزوج، فيكون العلم بهذه المقدمة غير يقينى؛ فلا تكون النتيجة بأنه فرد من جهة هذا البيان يقينية. و إما أن يكون علم بذلك للعلة الموجبة لأنه ليس بزوج- و لا علة لذلك إلا فقدان حد الزوج؛ و ليس يمكن أن يفقد حد الزوج إلا بأن يؤجد أولا حد الفرد- فيكون هذا القياس مما لا فائدة فيه: لأنه ينتج ما قد علم قبل الاستثناء. و إنما يفيد من القياس الاستثنائى ما ينتج ما يعلم بعد الاستثناء.
(٨٩) امّا قياس استثنايى مذكور از دو حال خارج نيست: ٨٣ وقتى كسى استثناء مىكند و مىگويد: لكن آن زوج نيست- يعنى: حدّ زوجيّت را ندارد- يا اين مقدّمه را از طريق مقدمهاى مىگويد كه ذاتا زوج نبودن را ايجاب نمىكند، كه در اين صورت علم به آن مقدمه غير يقينى خواهد بود و نتيجه نيز مبنى بر اينكه آن فرد است يقينى نخواهد بود. و يا به اين مقدمه از طريق علّت موجبهى زوج نبودن علم حاصل مىكند- و زوج نبودن علّتى جز فقدان حدّ زوجيت ندارد، و ممكن نيست كه فقدان زوجيت حاصل شود مگر اينكه قبل از آن حدّ فرديت وجود داشته باشد- پس اين قياس مفيد فايده نيست، زيرا نتيجهى آن چيزى است كه قبل از استثناء معلوم است؛ در حالىكه قياس استثنايى آنگاه مفيد فايده است كه نتيجهى آن بعد از استثناء معلوم شود.
(٩٠) و أما قياس الخلف فإنما يفيد برهان الإن لأنه يبين صدق شىء بكذب نقيضه لأيجابه المحال. و هذه كلها بأمور خارجة. لكنه فى قوته أن يعود إلى المستقيم فيكون منه ما فى قوته أن يكون برهانا.
(٩٠) امّا قياس خلف مفيد برهان انّ است، زيرا در برهان خلف صدق چيزى توسط كذب