برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٤١ - يادداشتها
(dnebareyeF
فيلسوف بزرگ علم معاصر در اين خصوص مىگويد:
«تنها اصلى كه مانع پيشرفت نمىشود اين است كه همه چيز ممكن است.»
. K, luaP) (. ٩١. P, ٨٨٩١, nodnoL, osreV, dohteM tsniagA, dnebareyeF
اين بحث شايستهى هرگونه تأمل است. (به يادداشت ٢٥٨، پس از اين، مراجعه كنيد).
(١٨٩) - منظور از «علم طبيعى كلّى» علمى است كه از اعراض كلّى و عامّ جسم بحث مىكند و آن همان است كه امور عامّهى طبيعيات يا فنّ سماع طبيعى ناميده مىشود.
(١٩٠) - ابن سينا در اين پاراگراف مطلبى را بيان مىكند كه خلاصهى آن چنين است:
گاهى در علمى براى اثبات يك مسأله برهانى اقامه مىكنند و در آن به جاى اعراض ذاتى از اعراض غريب استفاده مىكنند؛ چنين برهانى در اصل به اين علم، كه برهان مذكور در آن اقامه شده است، متعلّق نيست بلكه متعلّق به علم ديگرى است؛ علمى كه آن عرض غريب در آن جزو اعراض ذاتى محسوب مىشود.
برهانى كه در آن از اعراض غريب استفاده شود دو حالت دارد: (١) يا حد اوسط آن غريب است و (٢) يا حد اكبر آن غريب است؛ زيرا موضوع قضيهى صغرى در هرحال موضوع علم است و بنابراين در هيچ علمى حد اصغر هيچ برهانى نمىتواند غريب باشد. در حالت اوّل كه حد اوسط، يعنى: محمول موضوع در مقدمهى صغرى، غريب است، بايد اين حد اوسط در علم مربوط به خودش مورد بحث قرار گيرد، و اين برهان بالذّات به آن علم مربوط خواهد بود و در اين علم بر سبيل عرض خواهد بود. در حالت دوّم كه حدّ اكبر، يعنى: محمول حد اوسط در مقدمهى كبرى، غريب است، در واقع به عقيدهى ابن سينا نمىتوان چنين قياسى را برهان دانست؛ زيرا در چنين حالتى به عقيدهى او حد اوسط ديگرى وجود داشته است كه حذف شده است. يعنى، براى اثبات حد اكبر بر حد اوسط- كه در اينجا حد اوسط در مقدمهى كبرى موضوع حد اكبر است- حد اوسط ديگرى لازم است. بنابراين ثبوت حد اكبر بر حد اوسط خودبهخود بيّن و آشكار نيست و نياز به حدّ اوسط ديگرى دارد، و از اينجاست كه چنين قياسى را نمىتوان «برهان» ناميد.
(١٩١) - يعنى مقدّمات از جهت صادق بودنشان اخذ شده باشند نه از جهت مسلّم يا مشهور بودنشان.
(١٩٢) - در اينجا سخن ابن سينا بر سر اين است كه در هر برهانى بايد محمولات مقدّمات آن براى موضوعاتشان ذاتى باشند، و اين شرط به «برهان لمّ» اختصاص ندارد.
(١٩٣) - در اين فقره، ابن سينا علّت عدم امكان پذيرش عرض غريب به عنوان حد اوسط در يك برهان را بر اساس مفهوم كلمات ارسطو بيان مىكند. مىگويد اگر در كلمات ارسطو خوب دقت شود منظور او به اين شرح به دست مىآيد كه، اولا در هر برهانى اگر رابطهى حد اكبر را با حد اوسط بسنجيم معلوم مىشود كه حد اكبر يا مساوى حد اوسط است يا از حد اوسط اعم است، زيرا حد اكبر نمىتواند از حد اوسط اخصّ باشد. براى اينكه در هر برهانى مقصود اصلى اخذ نتيجه، يعنى: ثبوت الاكبر للاصغر، است و اين فقط زمانى مقدور است كه حدّ اصغر از مصاديق حدّ اكبر باشد و براى اينكه اين هدف تحصيل شود بايد حدّ اكبر يا از حد اوسط اعمّ باشد يا مساوى آن باشد، زيرا حد اكبر در كبرى بر حد اوسط، و حد اوسط در صغرى بر حدّ اصغر حمل مىشود. به عبارت ديگر، چون حد اكبر در مقدمهى