برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٣٤ - يادداشتها
طريق تعليم علمى طريق برهانى است.- يادداشت شمارهى ١٣٧. از سوى ديگر مقدمات برهان قضايايى هستند كه در تكوين نتيجه سببيت دارند، لذا بر نتيجه مقدم بالطبعاند.
سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود اين است كه ابن سينا در اين فصل در اوائل پاراگراف چهارم در بيان كيفيت شناسايى كليات گفت كه محسوسات جزئى وقتى نسبت به كليات سنجيده شوند در نزد ما اقدم و اعرفاند، امّا بعدا گفت كه تعليم علمى از بسيط، يعنى: جنس، كه در نزد ما اعرف است آغاز مىشود و به مركّب، يعنى: نوع، كه عند الطبيعه اعرف است خاتمه مىيابد! اين دو مطلب باهم ناسازگاراند!
بايد دانست كه سير علمى آنچنان كه ابن سينا مطرح مىكند، در واقع امكان هرگونه شناسايى در مورد اشياء را منتفى مىسازد! زيرا چگونه امكان دارد كه ما براى هر چيزى، مثلا: براى يك لامپ، جنس و فصل تعيين كنيم و آنگاه شناسايى آن را از جنس آغاز كنيم و در نوع آن خاتمه دهيم؟ قبلا گفتهايم (- يادداشت شمارهى ٩٧) كه شناسايى اوصاف ذاتى اشياء براى ما مقدور نيست: ما نمىتوانيم در مورد هر چيزى جنس و فصل آن را تعيين كنيم، اصلا تعريف به حدّ تام در مورد اكثريت قريب به اتفاق اشياء مقدور نيست.
بهطور كلّى يكى از بزرگترين اشكالات علمشناسى ارسطو و ارسطوئيان، و از جمله خود ابن سينا، اين است كه گمان مىكنند آدمى از طريق دانش به طبايع اشياء نايل مىشود! اين پندارى است خلاف واقع! قول به اينكه اشياء طبع دارند، به نظر مىرسد كه يك قولى است بىثمر و در شناسايى پديدهها هيچ كمكى نمىكند. گفتن اينكه اجسام طبعا وقتى از بالا رها شوند به سوى زمين مىروند، هيچ تبيين معقولى از جهان واقعى اطراف ما به دست نمىدهد. حتّى اگر پديدهها داراى طبايع باشند، شناختن آنها در حوصله و توانايى آدمى نيست! دليل اساسى ناكام ماندن علم ارسطويى جستوجوى طبايع اشياء است؛ جستوجوى طبايع در طول قرنهاى متمادى هيچ ثمرى به بار نياورد. علم، بدون ترديد، از زمانى شروع به باليدن كرده است كه جستوجوى طبايع را كنار گذاشته است.
(١٣٩) - «مبدأ برهان» از «مقدمات برهان» اعمّ است، زيرا «مقدّمات برهان» صرفا شامل قضايا و تصديقاتى يقينى است كه صغرى و كبراى برهان را تشكيل مىدهند، امّا «مبادى برهان» شامل مبادى تصوّريه هم مىشود مانند حدود.
(١٤٠) - مبدأ برهان بهحسب مطلق علم عبارت است از «اصول متعارف».
(١٤١) - مبدأ برهان بهحسب علمى خاصّ عبارت است از «اصول موضوع».
امروزه برخلاف قدما، مجموع اصول متعارف و اصول موضوع را «اصول متعارف» مىنامند. (- استيفن باركر، فلسفهى رياضى، ترجمهى احمد بيرشك، انتشارات خوارزمى، تهران ١٣٤٩، صص:
٥٢- ٥١.)
(١٤٢) - مبدأ برهان حتما بايد صادق باشد، به عبارت ديگر در برهان يكى از دو طرف نقيض به عنوان مبدأ مورد استفاده است و طرف ديگر كاذب بوده و مورد اعتنا نيست. امّا در جدل فقط يكى از دو طرف نقيض، كه صادق است، مورد استفاده قرار نمىگيرد؛ بلكه حتى اگر طرف كاذب مشهور باشد مىتواند به عنوان مبدأ جدل مورد استفاده قرار گيرد.