برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٢٨ - يادداشتها
معدود و متناهى علم يقينى توليد مىكند؟
اين همان پرسش و مسئلهاى است كه كارل پوير آن را به ديويد هيوم نسبت داده و آن را به پيروى از كانت مسالهى هيوم مىنامد (ر ك: كارل ريموند پوپر، سيد حسين كمالى، منطق اكتشاف علمى، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ اول ١٣٧٠، ص: ٤٨). ديويد هيوم (١٧١١- ١٧٧٦) در خصوص استقراء دو مسئله مطرح كرده است: يك مسئلهى منطقى و يك مسئلهى روانشناختى (-
, sserp nodnevalc eht ta, drofxo, egdlelwonk evitxejbo, reppoP. R lraK
. (. ٣.، ١٩٧٢
مسئلهى منطقى هيوم دربارهى استقراء اين است كه چگونه مىتوان از موارد مشاهده شده، حكم موارد مشاهده و تجربه نشده را به دست آورد. و مسئلهى روانشناختى وى اين است كه با اينحال چرا مردم انتظار و باور دارند كه موارد مشاهده و تجربه نشده عينا مثل موارد مشاهده و تجربه شده خواهند بود؟ (-
, ٨٧٩١, ٨٨٨١, drofxo, eggiB- ybleS. de, erutaN namuh no esitaert, emuH (. ٩٣١. p, iix noitces, III traP, I kooB; ١٩. p, iv noitces, III traP, I kooB
ابن سينا با طرح پرسش مزبور در واقع هشت قرن قبل از هيوم هر دو مسئلهى هيوم را مطرح كرده، و به پيروى از ارسطو، با توسل به قاعدهى اتّفاقى به آن پاسخ گفته است. مسئلهى استقراء اگر در فلسفهى غرب به نام مسئلهى هيوم خوانده شود، بايد در فلسفهى اسلامى به نام مسئلهى بو على ناميده شود.
(٩٦) - منظور قياس «خفى» است. (- يادداشت شمارهى ٩١).
(٩٧) - ابن سينا در اين پاراگراف در واقع مطلب كاملا مهمّى را مطرح كرده است و آن مطلب اين است كه: اولا، كليّت حاصل از تجربه كليّتى است مشروط! بنابراين تعميم نتايج تجربى فقط زمانى ميّسر و منطقا مقبول است كه شرايطى كه تجربه در آن انجام شده عينا تكرار پذيرد! امّا واقعيّت اين است كه ما در حوزهى علوم تجربى از ادراك تكرار عينى آن شرايط عاجز هستيم! و اين نقص بزرگى در حوزهى معارف تجربى آدمى است.
ثانيا، در هر تجربهاى در مورد امورى كه باهم مقارنت دارند و تكرار مىپذيرند بايد از يك نكته غفلت نشود: آن نكته اين است كه ارتباط امور مقارن باهم ذاتى باشد نه عرضى! اگر امورى كه باهم تكرار مىشوند نسبت به هم رابطهى عرضى داشته باشند نتيجهى حاصل از تجربه يقينى نخواهد بود، بلكه ظنّى خواهد بود. اگر از اين نكته غفلت شود تعميم نتايج حاصل شده از تجربه منطقا هيچ پشتوانهاى نخواهد داشت. به عبارت ديگر، به هنگام تجربه، شخص تجربهگر همواره بايد از مغالطهى اخذ «ما بالعرض» به جاى «ما بالذّات»- كه هر تجربهاى شديدا در معرض آن قرار دارد- خوددارى ورزد. تجربه به عقيدهى بو على فقط و فقط زمانى توليد علم يقينى مىكند كه همواره روابط ذاتى در نظر گرفته شود. اين هر دو نكته، كه بو على جدا و بسيار بهجاى به آنها اشاره مىكند، از شرايط صحّت هر تجربهى ممكناند.
امّا در اينجا جاى اين سخن باقى است كه ملاك تمييز «ما بالعرض» از «ما بالذّات» چيست؟ ملاكى كه حكيمان، از جمله خود بو على، در اين مورد ارائه دادهاند اين است كه: «انّ الذّى بالعرض لا يدوم» (- آنچه بالعرض است دوام ندارد). امّا خود اين ملاك جاى بحث است، زيرا عرضى لازم و غير مفارق چه فرقى با