برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٢٦ - يادداشتها
به شرط محمول است؛ يعنى: زايل شدنى است و يقين منطقى توليد نمىكند. زيرا استقراء عبارت است از تفحّص در جزئيات (يعنى: جزئى حقيقى) و تعميم حكم آنها به مفهوم كلّى؛ و علم به جزئيات حقيقى نمىتواند از راه عقل حاصل شود- هرچند در علم به جزئيات اضافى مانند انواع چنين امكانى وجود دارد- بنابراين از راه حسّ حاصل مىشود. بنابراين علم به مفهوم كلّى تابع علم به محسوسات (- جزئيات) است و لذا فاقد يقين منطقى خواهد بود.
(٨٧) - از اينجا بو على بحث دربارهى «تجربه» را آغاز مىكند و مراد از اين بحث يافتن راه حلى براى مشكل استقراء كه در اول اين فصل مطرح شد مىباشد.
(٨٨) - منظور از «اتفاق» در اينجا اين است كه علّت بالعرض به جاى علّت با لّذات اخذ شود. علّت بالعرض، چيزى است كه علّت اصلى معلوم نيست.
(٨٩) - يعنى ما سبب مسهل بودن سقومونيا را نمىدانيم امّا به مسهل بودن آن يقين پيدا مىكنيم، پس اين مورد آن قاعده را كه در فصل هشتم از مقالهى اول كتاب «برهان» مورد بررسى قرار گرفت نقض مىكند؛ قاعدهاى كه مىگفت هرآنچه سبب دارد بايد از طريق سببش شناخته شود!
(٩٠) - بو على از اينجا به بعد به پاسخ پرسشى مىپردازد كه در يادداشت قبل آن را مطرح كرديم و مىگويد:
در تجربه برخلاف استقراء در واقع از طريق سبب علم حاصل مىشود.
(٩١) - اين سخن بو على كه: «آنچه اتّفاقى است نه دائمى و نه اكثرى است» يكى از قوانين اساسى علمشناسى ارسطوئى است كه به «قاعدهى اتّفاقى مشهور است. اولين تقرير اين قاعده در فصل ٣٠ از مقالهى اول انولوطيقا الاواخر ارسطو: ٧٨ ب، ٢٠ به اين صورت آمده است: «الامر الذّى بالاتّفاق ليس هو ضروريا و لا على اكثر الامر». ترجمهى انگليسى اين قاعده (در:
yb detidE, noitalsnart drofxo desiveR eht, ELTOTSIRRA fo skrow etelpoc ehT, gnitnirp dnoces, sserp ytisrevinu notccnirP, eno. loV, scnraB nahtanoJ
(. ١٤٤.، ١٩٨٥ چنين است:
. trap tsom eht rof ron yrassecen rehtien si ecnahc yb sdloh tahW
يعنى: «امرى كه اتّفاقى است، نه ضرورى و نه اكثرى است».
در علمشناسى ارسطوئى- و به تبع آن در علمشناسى سينوى- از اين قاعده براى تحويل استقراء به قياس استفاده مىشود تا از اين رهگذر مس وجود استقراء را با كيمياى قاعدهى «اتّفاقى» به زرناب قياسى تحويل دهند كه قادر است دربارهى موارد استقراء شده علم يقينى توليد كند. كيفيت اين تحويل به سادگى به صورت زير است:
(١) سقومونيا اكثرا يا دائما اسهال صفراء مىكند،
(٢) آنچه اكثرى يا دائمى است اتّفاقى نيست؛
(٣) بنابراين اسهال صفراء توسط سقومونيا اتّفاقى نيست؛
(٤) پس اسهال صفراء توسط سقومونيا علّى است!
و به اين ترتيب (١) كه توليد معرفت يقينى نمىكند به وساطت (٢) - كه قاعدهى اتّفاقى است- به (٣) و