برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٤٢ - فصل چهارم در شمارش مبادى قياسها به نحو عامّ
و يخصّ باسم المقبولات.
(٣٧) امّا آنچه به طايفهاى مستند است، مانند آنچه به امتّى خاص و به صاحبان پيشهاى خاصّ مستند است، مشهورات محدود ناميده مىشود؛ و آنچه به يك يا دو فرد مستند است، يا چند فرد آن را مىپذيرند، به اسم مقبولات خوانده مىشود.
(٣٨) و اعلم أن جميع الأوليات أيضا مشهورة و لا ينعكس، كما أن جميع المصدّق بها متخيّل و محرّك للخيال و لا ينعكس.
(٣٨) بدان كه همهى اوّليات مشهور هم هستند، اما عكس اين مطلب درست نيست؛ ٣٦ همانطور كه همهى امورى كه مورد تصديق واقع مىشوند متخيّل بوده و محرّك خيالاند، اما باز عكس اين مطلب درست نيست.
(٣٩) و أما المصدق بها على سبيل تسليم غلط فهو أن يسلّم المسلّم شيئا على أنه أمر آخر لمشابهته إياه و مشاركته فى لفظ أو معنى على ما سنبين فى موضعه، و هى المقدمات المشبهة، كمن يقول «كل عين باصرة» و يكون ذلك مسلّما له من حيث يفهم منه أحد معانى الاسم المشترك، و يأخذ بدله آخر فيحسبه أنه المسلّم، أو يقصد به مغالطة حتى يقع فى أن يظن بنفسه أو يظن غيره أن الدينار يبصر. و كذلك من يسلم أن كل مسكر خمر و أخذ بدله ما يسكر بالقوة. و هذه هى المقدمات المشّبهة.
(٣٩) امّا آنچه بر سبيل پذيرش غلط مورد تصديق واقع مىشود عبارت از اين است كه شخص امرى را مىپذيرد و سپس آن را به خاطر مشابهت و مشاركت در لفظ يا در معنى با امر ديگرى خلط مىكند؛ چنانچه در جاى خود بحث خواهد شد؛ اينگونه تصديقات مقدّمات مشبّهه ناميده مىشوند. مانند سخن كسى كه مىگويد: «هر عينى مىبيند.» و اين [قضيه] را مىپذيرد به نحوى كه از آن يكى از معانى مشترك [عين] را مىفهمد، و [سپس] معنى ديگر آن را لحاظ كرده و گمان مىبرد كه آن هم مورد پذيرش است؛ يا درصدد مغالطه برمىآيد تا اينكه خود يا فرد ديگرى را به اين گمان اندازد كه دينار ٣٧ هم مىبيند. و همينطور است كسى كه مىپذيرد كه هر مسكر خمر است و [سپس] به جاى آن آنچه را كه بالقوه سكرآور است فرض مىكند. اينها مقدّمات مشبّهه هستند.