برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٣٢٤ - فصل پنجم در ذكر كيفيت انتفاع نفس از طريق حس در معقولات، و ذكر تصورات بسيط و كيفيت اكتساب آنها؛ و در تركيب اول آنها و اينكه چگونه تحليل قياسات به آنها منتهى مىشود
(٤٩٤) و گاهى محمول بالذات در جايى گفته مىشود كه محمول اولا به موضوع حمل شود، مثل سطح؛ وقتى گفته مىشود كه سطح سفيد است. و در مقابل آن: محمول بالعرض قرار دارد، چنانچه گفته مىشود: جسم سفيد است- يعنى سطح آن سفيد است. ٤٢٢
(٤٩٥) و يقال للشىء إنه محمول بالذات و الحقيقة إذا كان ليس واردا على الشىء من خارج، غريبا، بل هو شىء يقتضيه طبعه و يكون من طبعه مثل ما نقول إن الحجر يتحرك إلى أسفل بالذات. و بإزاء هذا المحمول بالعرض كالحجر يتحرك إلى فوق بالقسر.
(٤٩٥) و گاهى محمول بالذات و حقيقى در جايى گفته مىشود كه محمول: چيزى غريب نبوده و از خارج نيامده نباشد، بلكه چيزى باشد كه طبع موضوع آن را اقتضا دارد، مانند اينكه بگوييم: «سنگ ذاتا به سوى پائين حركت مىكند.» و در مقابل آن، محمول بالعرض قرار دارد، مانند اينكه: «سنگ به قسر به طرف بالا حركت مىكند.» ٤٢٣
(٤٩٦) و يقال محمول بالذات لما لم يكن من شأنه أن يفارق الشىء فى حال. و بإزائه المحمول بالعرض. فيشبه أن يكون انحدار الحجر إذا حمل على الحجر من المحمولات بالعرض من هذه الجهة لأنه ليس ملازما.
(٤٩٦) و گاهى محمول بالذات در جايى گفته مىشود كه شأن آن عدم مفارقت محمول از موضوع باشد؛ در مقابل آن، محمول بالعرض قرار دارد. مثلا پايين آمدن سنگ وقتى به سنگ حمل مىشود، از اين جهت چون ملازم با سنگ نيست از محمولات بالعرض است. ٤٢٤
(٤٩٧) و يقال محمول بالذات لما كان ليس من شأنه أن يفارق الشىء و كان مع ذلك مقوما لما هيته لا واردا غريبا. و بإزائه المحمول بالعرض معروف. فيكون إذن كون السطح أبيض محمولا بالعرض.
(٤٩٧) و گاهى محمول بالذات در جايى گفته مىشود كه شأن محمول عدم مفارقت از موضوع باشد و علاوه بر آن محمول مقوّم ماهيّت موضوع نيز باشد و چيزى غريب از ماهيت موضوع نباشد. و مقابل آن، محمول بالعرض معروف است. در اين صورت سفيد بودن سطح