برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ١٣٦ - فصل اول در شناخت مبادى برهان و كليت و ضرورت آن
نيست موجود نباشد. منتها اين قسم از ضرورت را در مواقعى بكار مىبرند كه محمول براى موضوع، اگر اين شرط برداشته شود، هيچ ضرورتى ندارد مانند: هر انسان ضرورتا نشسته است، تا زمانى كه نشسته است؛ و نمىتوانيم گفت: هر انسانى ضرورتا نشسته است و سكوت كنيم. مادهى چنين قضايائى كه جهت آنها ضرورت بشرط محمول است، نسبت به تمام افراد موضوع و در هر زمان امكان است، اين قسم از ضرورت با اين صفت از ديگر اقسام ضرورت متمايز مىشود. يا اينكه ضرورت متعلق به شرط كردن وقتى است كه حتما خواهد آمد، نه شرط موضوع يا محمول مانند: ماه ضرورتا گرفته خواهد شد، يعنى در وقتى معين اين گرفتگى انجام خواهد شد، ١٦٨ و مانند: برگ بعضى درخت ضرورتا مىريزد و بعضى درخت در بهار ضرورتا برگ مىآورد. بعضى گمان كردهاند كه ضرورت وقتيه، همان ضرورت بشرط محمول است، به خاطر اينكه ماه ضرورتا مىگيرد تا زمانى كه گرفته است، اما چنين نيست: و اين قسم، يك قسم علىحده است هرچند ضرورت بشرط محمول دربارهى آن هم صادق است، همانطور كه اين نوع ضرورت در مورد همهى انواع ضرورت صادق است، و دليل اين امر آن است كه اين قسم داراى وقت ضرورى است كه ممكن نيست در آنوقت نباشد، اما ضرورت بشرط محمول داراى وقت ضرورى نيست، بلكه ضرورت آن شرط وجود خود آن است و شرط كردن وجود خود آن در هر وقتى بدون اشكال است. اما وجود اين قسم در وقت خود ضرورى است- اما نه فقط به خاطر شرط وجود شى و موجود بودنش، بلكه بطور مطلق ضرورت دارد. و آن ضرورت عبارت از اين است كه آن در وقت معين خود نمىتواند نباشد. و گرفتگى ماه در وقت گرفتگى آن، مانند نشستن زيد در وقت نشستناش نيست. و نيازى به تطويل كلام نيست. چه همان مقدار كه بحث شد واضح است.
(١٦٧) و القسم الرابع لا يدخل فى إنتاج النتائج البرهانية الضرورية بذاتها: بل إن كانت من مواد ممكنة أكثرية صلحت أن تنتج نتائج إمكانية أكثرية. و أما سائر الأنحاء فتستعمل فى البرهان إن كانت محمولاتها ذاتية. و سنفصل الذاتى بعد. و لكن كل نحو يفيد نتيجة مثل نفسه. و إنما صلحت أن تدخل فى البرهان لأنها تصلح أن تفيد اليقين. و إنما صلحت لأن تفيد اليقين لأن كل واحدة منها فهى من الجهة التى صار بها ضروريا ممتنع التغير، فما يلزمه من النتيجة ممتنع التغير.
(١٦٧) قسم چهارم ١٦٩ در انتاج نتايج برهانى ذاتا ضرورى داخل نمىشود: بلكه اگر از مواد ممكن اكثرى باشد، صلاحيت دارد كه نتايج امكانى اكثرى از آن اخذ شود. ١٧٠ اما اقسام