فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٨٩ - مبحث دوم نهادهاى سياسى - اجتماعى مصلحت
احترام به آراء عمومى به معنى تعميم امامت و خارج نمودن حكومت در حصار فرديت و دخالت دادن عموم امت در سرنوشت جمعى است و مصلحت ناشى از اين حركت سرنوشتساز مصونيت جامعه از هر نوع استبداد، خودكامگى و انحراف از خواستههاى جمعى مردم و مداخله بيگانه مىباشد.
١٦. مصلحت در نهاد رضايت عمومى: در پارهاى از نصوص اسلامى بر رعايت رضاى عمومى در امامت و حكومت تأكيد شده است تا آنجا كه در مورد لقب امام هشتم (ع) آمده كه وى را بدان جهت «رضا» ناميدند كه چون عامه مردم بر ولايت وى رضايتمند بودند. مصلحت در اين عنصر كه بايد به گونهاى كه در دولت و حكومت نهادينه شود تحكيم پيوند دايمى دولت و ملت و يا به تعبير اسلامى امامت و امت مىباشد كه محور اصلى همه مسائلى است كه در سلامت دولت، ملت و جامعه مؤثر مىباشند.
١٧. مصلحت در نهاد نصح: منظور از نصح به مفهومى كه در دعوت به خير و عمل به امر به معروف و نهى از منكر در شكل عمومى مطرح شد نيست نصح نقد كارشناسانه و دلسوزانهاى است كه زبدگان، خبرگان، نخبگان و كارشناسان سطح بالاى جامعه براساس يك تحليل تجربهشده عملكرد امامت و نظام را تصحيح مىكند و راه درست را ارائه مىدهد. اين نوع نقد (نصح)، ويژه زمامداران و وارثان امامت است كه مصلحت آن در يك كلام تصحيح راه امام و امت مىباشد.
١٨. مصلحت در نهاد رشد و توسعه: حركت قربى به سوى خدا كه در اسلام به عنوان هدف اصلى زندگى فردى و اجتماعى شناخته شده و يكى از دو هدف عمده بعثت انبيا تحت عنوان دعوت به سوى خدا آمده، نهاد رشد و توسعه را در جامعه اسلامى به صورت ضرورتى اجتنابناپذير مطرح كرده است و مصلحت نهفته در اين نهاد نه تنها قرب الهى در بعد معنوى است بلكه ايجاد جامعه نوين، امت وسط و نظام برين و الگوى بشرى در ابعاد مادى نيز مىباشد.
١٩. مصلحت در نهاد احزاب:
احزاب به معنى گروههايى كه با حفظ اصول، و با برداشت جديد، مستدل و راهگشا، جامعه را به سمت وضعيت مطلوب دعوت مىكنند برخاسته از مفاهيم سياسى قرآن مىباشد. جامعه اسلامى در مسير رشد و