فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٥ - عقبنشينى انديشه تعبد در برابر جبر زمان
جمعى از علماى اهل سنت، فقه را وارد مرحله باز و فارغ از تعبد نموده كه گذشت زمان و تحول اين روش ممكن است فقه را تا سرحد استحاله و جايگزين شدن قوانين جديد پيش ببرد. كه فقها معمولاً از اين حالت به «لازم منه فقه جديد» تعبير كردهاند.
عقبنشينى انديشه تعبد در برابر جبر زمان
بسيارى از مسائل فقهى كه از شهرت در ميان فقها برخوردار بوده، امروز به مرور زمان و شكلگيرى شرايط جديد و تحول در انديشههاى اجتماعى صلابت و حالت تعبدى را از دست داده و در برابر جبر زمان، يا اصلاح يا تبديل به قواعد جايگزين مصلحتى شده است. امروز در مجموعه قوانين مصوب پس از پيروزى انقلاب اسلامى موارد متعددى از آن را مىتوان به وضوح مشاهده كرد. ذكر نمونههايى چند از اين موارد در روشنتر شدن بحث ما مىتواند مفيد باشد:
١. امامت در قالب كلامى و در حوزه امامت يا خلافت همواره به صورت يك نظام متمركز مطرح بوده است بويژه در كلام و فقه شيعه از آن، تصويرى كاملاً بسته و به صورت اطاعت مطلقه ترسيم شده و ولايت فقها در زمان غيبت نيز در بعد سياسى خارج از چارچوب احكام شرعى و بدون آنكه خدشهاى بر شريعت منصوص وارد آورد، مطلق شناخته شده است در حالى كه در تدوين قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، اعمال حاكميت مردم از طريق قواى سهگانه به رسميت شناخته شده و نظام امامت به شكل غيرمتمركز تفسير شده است.
بىشك نظريه حقوقى تفكيك قوا و نظام سهقوهاى حكومت كه از قرن نوزدهم در قوانين اساسى كشورهاى غربى رسميت يافت، تأثير فراوانى در اين گرايش فقهى داشته و جبر زمان و شرايط مصلحتآميز حاكم، تدوينكنندگان قانون اساسى جمهورى اسلامى را به اين گرايش وادار ساخت و مقوله استقلال قوا را كه در نظام امامت سابقه نداشت بر آن افزود.
٢. نظريه مشهور فقها در روابط خارجى دولت اسلامى بر اين اساس است كه ابتدا دعوت و سپس جهاد آغاز گرديد و براى مهادنه، زمان و شرايط خاصى قائل