فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢١ - 14 بعد اخلاقى قوانين
١٣. فداكارى و مصلحت
همانطور كه در منطق مصلحت براى تحمل مشقت نمىتوان ارزشى يافت بر اساس اين منطق، فداكارى نيز نمىتواند جايى در زندگى انسان داشته باشد. در حالى كه بخش عظيمى از فعاليتهاى اجتماعى انسانها در تاريخ، تنها با عنصر فداكارى قابل توجيه و تفسير مىباشد و اين عامل نيرومند، بزرگترين حوادث تاريخ را آفريده است.
مطالعه و بررسى نقش و جايگاه فداكارى در عرصه فعاليتهاى حياتى انسان تأثير مصلحت را نه تنها كم فروغ تر بلكه از ارزش آن نيز مىكاهد.
ماهيت ايثار، گذشت و چشم پوشى از منافع و سودمندى است و با مصلحت انديشى سازگار نمىباشد و معيار مصلحت در آن بكار نمىآيد.
هر چند نمىتوان از هر قانون حكيمانه انتظار آن را داشت كه نوعى ايثار در درون داشته باشد لكن در مواردى نيز قانون مشتمل بر فداكارى مىتواند قانون حكيمانهاى تلقى گردد.
اصولاً گرايش به مصالح عمومى در قانونگذاريها خود نمونه بارز زير بنائى بودن ايثار در بسيارى از قوانين مىباشد كه اشخاص از مصالح فردى به نفع مصالح عمومى چشم پوشى مىنمايند و در حقيقت مصالح عمومى تعبيرى عقل پسند از ايثار به مفهوم اخلاقى مىباشد.
در مواردى كه اشخاص به صورت فردى از نظم عمومى و رفاه نوعى و سامان سياسى و اقتصادى سود نمىبرند، در واقع انگيزه معقول دانستن قوانين مبتنى بر اين امور، چيزى جز ايثار نيست.
١٤. بعد اخلاقى قوانين
فضايل اخلاقى به معناى بسيارى از قوانين بشمار مىآيند و اين اصل نه تنها در مورد قوانين الهى بلكه درباره قوانين موضوعه بشرى نيز صادق مىباشد. با توجه به اصل تقابل اخلاق و نهضت طلبى مىتوان از وجود قوانين مبتنى بر اصول اخلاقى چنين نتيجه گرفت كه نه تنها مصلحت در بسيارى از قوانين مد نظر قرار نمىگيرد بلكه