فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٥ - مبحث پنجم مصلحت در «مؤلفة قلوبهم»
معادن سرشار زير زمينى مىبرند به اندازهايست كه كمكهاى ناچيزشان در برابر آن به حساب نمىآيد.
لكن اسلام با روش انسانى و بلاعوض و صرفاً جهت جلب محبت و علاقه كه خود يك حق انسانى است و هر فردى به حكم شرايط زندگى اجتماعى و پيوند انسانى مىتواند از اين حق استفاده كند از اين عامل بهره برده است. و در حقيقت هدف اسلام از اين نوع كمك اقتصادى سود دو جانبه مىباشد. تعبير قرآنى و فقهى (الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ) و نيز سابقه تاريخى آن مىتواند خود گواه اين حقيقت باشد.
در جنگ حنين پس از آنكه سپاه اسلام از هم پاشيده شد، مسلمين بار ديگر انتظام و قدرت از دست داده خود را بازيافتند و با تأييدات غيبى كه از جانب خداوند نصيبشان گرديد توانستند لشكريان كفار را شكست سختى داده و آنان را به هزيمت مرگبارى وادار نمايند. [١]
در همين جنگ بود كه پيامبر اكرم (ص) غنايم بىشمارى را كه به دست سپاه مسلمين افتاده بود بين جمعى از (الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ) تقسيم نمود و تقسيم مزبور براى عدهاى از مسلمانان گران آمد و زبان به اعتراض گشودند، و ما جريان اعتراض و پاسخ پيامبر گرامى (ص) را در جاى ديگر اين نوشته به تفصيل نقل نمودهايم. [٢]
مقريزى در امتاع الاسماع مىگويد: اسيران جنگ در حدود شش هزار بودند و شترها بيست و چهار هزار نفر كه در ميان آنها دوازده هزار ناقه بود و گفته مىشود چهل هزار بيشتر تعداد گوسفندان بود و چهار هزار اوقيه نقره در جنگ حنين، نصيب مسلمين شد و پيامبر اكرم (ص) مازاد بر (الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ) را بين مردم تقسيم فرمود و سهم آنان براى هر مردى چهار شتر و چهل گوسفند بود و اگر سواره بود دوازده شتر يا بيست شتر و صد گوسفند مىگرفت. [٣]
ابن سعد در الطبقات الكبرى نقل مىكند در جنگ حنين اسيران بالغ بر شش هزار و
[١] . (لَقَدْ نَصَرَكُمُ الله فِي مَوٰاطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضٰاقَتْ عَلَيْكُمُ اَلْأَرْضُ بِمٰا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ ^ ثُمَّ أَنْزَلَ الله سَكِينَتَهُ عَلىٰ رَسُولِهِ وَ عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا وَ عَذَّبَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا وَ ذٰلِكَ جَزٰاءُ اَلْكٰافِرِينَ) سوره توبه، آيات ٢٥-٢٦.
[٢] . رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٦، مبحث مؤلفة قلوبهم، و نيز رك: طبقات ابن سعد، ج ٢، ص ١٥٢.
[٣] . رك: مقريزى، امتاع الاسماع، ج ١، ص ٤٢٣-٤٢٦.