فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٤ - پاسدارى از دين در حكومت جور
در برخى از اين روايات لزوم حفظ دين و دفاع از حريم آن به عنوان دليل در بيان حكم شرعى مورد استناد قرار گرفته است و صريحاً اعلام شده است كه عدم حمايت از دين و بىتفاوتى نسبت به خطرات تهديد كننده كيان اسلام، موجب آن مىگردد كه دين به تدريج فرسوده و ريشههاى آن در دلها و جامعه سست گردد و از اين حالت در روايات به «اندراس ذكر محمد (ص)» ياد شده است. [١]
فراموش شدن ياد پيامبر اسلام (ص) كه كنايه از به فراموشى سپرده شدن دين و تضعيف آن و سستى حاكميت اسلام است به عنوان علت و دليلى بر وجوب مشاركت در جنگ نامشروع ياد شده است و اين بدان معنى است كه براساس اين قاعده، حتى عمل نامشروع نه تنها جايز بلكه واجب مىگردد.
فقها معمولاً علتهايى كه در روايات به آنها استناد مىشود را دليل واقعى دانسته و حتى احتمال تقيّه را در آن منتفى مىشمارند.
به تعبير ديگر مفاد قاعده «لزوم حفظ دين» كه در اين روايات به عنوان دليل حكم آمده، حكايت از علت منصوص داشته و استناد به علت منصوص در فقه شيعه قياس محسوب نمىگردد و چون حكم كلى منصوص قابل تسريه به تمامى موارد مشابه مىباشد.
احتمال اختصاص قاعده به مسائل دفاع و جهاد به دليل موقعيت قاعده در اين روايات كه به عنوان دليل از آن استفاده شده قابل قبول نمىباشد و كليت دليل، خود حكايت از الغاى خصوصيت مورد دارد؛ چنانكه در مواردى نيز خصوصيت دليل مىتواند عموم حكم مورد استدلال را به مورد دليل اختصاص دهد.
مصلحت حفظ دين و اساس شريعت در قالب قاعده تقيه به وضوح مورد تأكيد قرار گرفته است و تقيه با وجود بار مصلحت خصوصى و فردى كه دارد عمدتاً براى حفظ شريعت و اساس مذهب از آسيب دشمن، تشريع گرديده است.
ترجيح جنبههاى عمومى و مصلحت مربوط به اساس حفظ دين در تقيه، موجب گرديده كه تقيه حالت الزامى پيدا نموده و جنبه مصلحت شخصى و فردى
[١] . همان، ص ٢١.