فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٨ - مبحث اول مصلحت در انديشه سلفى
ابن تيميه كه اين سخنان را در برابر دلايل ارائه شده در كتاب منهاجالكرامه تأليف علامه حلى، به عنوان رد به آنها ارائه مىدهد سعى بر آن دارد كه از خلفا و سلاطينى كه به دشمنى با اهل بيت (ع) و فسق شهرت داشتند و وى آنان را شيعه عثمان مىنامد [١] دفاع نمايد و خروج و قيام بر عليه آنان را نامشروع به شمارد. در حالى كه آيه مذكور حتى بنابر تفسيرى كه ابن تيميه از آن ارائه مىدهد هيچگونه دلالت و حتى اشارتى بر اين مدعا ندارد. [٢]
صريحترين دليل نقلى ابن تيميه رواياتى است كه وى در زمينه رفتار با خلفا و امراى ظالم از پيامبر (ص) نقل كرده است. اين روايات را به لحاظ محتوا مىتوان به دو دسته تقسيم نمود كه ما در اينجا براى رعايت اختصار، به نقل يك نمونه از هر كدام اكتفا مىنماييم:
الف - رواياتى كه به طور غير مستقيم از برخورد مسلحانه نهى نموده، مانند روايت ابن مسعود كه مىگويد همراه جمعى نزد پيامبر (ص) بوديم كه فرمود: «انكم سترون بعدى اثرة و اموراً تنكرونها قالوا فما تأمرنا يا رسولالله قال تؤدون الحق الذى عليكم و تسئلون الله الذى لكم» [٣] .
ابن تيميه از اين حديث چنين برداشت مىكند كه رسول خدا (ص) در پاسخ صحابه كه پرسيدند در برابر لغزشها و منكرات چه بايد كرد؟ آنها را به قيام و كشتار دعوت ننمود بلكه به آنان فرمان داد كه فقط سعى كنند وظيفهاى كه در مورد اطاعت واليان دارند ادا نموده و حق خود را از خداوند مسألت نمايند. [٤]
وى با تصريح به اينكه خطاب اين حديث امرا و زمامداران ظالم مىباشد كه مرتكب ظلم و منكرات و فساد مىشوند مىنويسد، با وجود اين با ما دستور قيام و شورش مسلحانه در برابر آنها داده نشده بلكه پيامبر (ص) امر به اداى حق آنها كه
[١] . رك: ابن تيميه، پيشين.
[٢] . ابن تيميه با اشاره به آيه (وَ إِنْ طٰائِفَتٰانِ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ...) مىنويسد: خداوند امر به قتال امراى ظالم و فاسق را مشرط به صورت تنازع و مورد آيه مذكور نموده است. رك: پيشين، ص ٨٧.
[٣] . همان، (شما بعد از من لغزشها و كارهاى منكرى خواهيد ديد حاضران گفتند كه در اين صورت شما ما را به كارى امر مىكنى (چه بايد كرد؟) فرمود: حقى كه بر عهده داريد ادا كنيد و از خدا حق خويش را بطلبيد).
[٤] . همان.