فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٤ - مبحث چهارم ماهيت فلسفى مصلحت عمومى
عام است از عينيت برخوردار نيست» [١] .
بىشك ترديد در تحقق عينى مصلحت عمومى در بيشتر اقداماتى كه دولتها يا احزاب سياسى تحت اين عنوان به عمل مىآورند قابل انكار نيست لكن اين ابهام در مرحله عينى نمىتواند به ابهام در تعريف مصلحت عمومى بيانجامد و به دليل اغتشاق و نابسامانى در عينيت مصلحت عمومى، نمىتوان تعريف مصلحت عمومى را سامان داد.
آن دسته از متفكران غربى كه به بررسى مصلحت عمومى پرداختهاند معمولاً دچار اين بحران ذهنى شده و مصلحت عمومى را يك مفهوم مبهم و مغشوش تلقى نمودهاند و به دليل اينكه اين مفهوم مطلقاً يا غالباً مصداق خارجى ندارد تعريف آن را دشوار و در مباحث سياسى خدعه آميز خواندهاند و آن را دست آخر سرپوش زيركانهاى براى پنهان كردن صورت واقع تصميماتى دانستهاند كه سياستمداران و مقامات دولتى عملاً به قصد تأمين بيشترين منافع مادى خود اتخاذ كردهاند. [٢]
قابل ترديد نيست كه مفهوم مصلحت عمومى قابل تفكيك از مفاهيمى چون عدالت، انصاف، آزادى و برابرى نيست لكن وقتى اين مفاهيم در خدمت و حمايت سياست فردى و يا گروهى قرار مىگيرند به كلى مسخ و از معانى اصلى منحرف مىشوند و به ابزار تبليغات سياسى تبديل مىگردند.
متفكران سياسى غرب چون فرانك. جى. سوراف در مقاله «بازنگرى به مفهوم مصلحت عمومى»، كلندون شوبرت در كتاب مصلحت عمومى نقد يك مفهوم ، بريان بارى در مقاله «مصلحت عمومى» و هانتينگون سموئل در كتاب سامان سياسى همين ديدگاه را در پيش گرفته و از مصلحت عمومى، بدبينانه يك مفهوم غير واقعى ترسيم نمودهاند. اصولاً اميال و علايق مشترك نشانه وجود مصلحت عمومى (حداقل در انديشه مردم) مىباشد. تخطئه اين علايق جمعى نمىتواند نفى مصلحت عمومى را توجيه نمايد.
[١] . رك: هانتينگون سموئل، سامان سياسى، ص ٤١، ترجمه محسن ثلاثى، تهران نشر علم.
[٢] . رك: بريان بارى، مقاله مصلحت عمومى در كتاب فلسفه سياسى، ص ٢٢٠، ويراسته آنتنى كوئينتن، ترجمه مرتضى اسعدى، انتشارات الهدى، ١٣٧١.