فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٥ - مبحث سوم بررسى نمونهها
را حفظ كند، ذمه او را مراعات نمايد، در حال مرض او را عيادت كند، در حال مرگ به تشييع جنازه او حاضر شود، دعوت او را اجابت كند، هديه او را قبول نمايد، عطاياى او را جزا دهد، نعمت او را شكرگزارى كند، وى را نيكو نصرت دهد، ناموس او را حفظ كند، حاجات او را برآورد، او را به مطلوب خود برساند، اگر عطسه نمود به او تحيت گويد، گمشدههاى او را راهنمايى كند، سلامش را جواب دهد، گفتههاى او را تصديق كند، با دوستان او دوست باشد، او را نصرت كند خواه ظالم باشد خواه مظلوم اما يارى او در حالى كه ظالم است به اين است كه او را از ظلمش باز دارد و اما يارى او در حالى كه مظلوم است به اين است كه او را در گرفتن حق خويش يارى نمايد، او را در برابر حوادث تنها نگذارد و آنچه براى خود نمىخواهد براى او نيز نخواهد. [١]
«عن ابى جعفر (ع): قال من حق المؤمن على اخيه المؤمن ان يشبع جوعته و يوارى عورته و يفرج عنه كربته و يقضى دينه فاذا مات خلفه فى اهله و ولده». [٢]
(امام باقر (ع) فرمود: بعضى از حقوق شخص مؤمن بر برادرش آن است كه در گرسنگى او را سير گرداند و اسرار او را حفظ نمايد.
سختيهاى او را بر او آسان كند، بدهكاريهاى او را بپردازد و هنگامى كه از دنيا رفت نسبت به اولادش پدرى نمايد.
امام صادق (ع) فرمود: مؤمن برادر مؤمن است و براى او چشم و راهنماست به او خيانت نمىكند و بر او ظلم نمىنمايد، او را فريب نمىدهد و اگر وعدهاى به او داد بدان وفا مىكند. [٣]
در بيان مفهوم لغوى الفت ملاحظه كرديم كه دانشمندان علم لغت، الفت را به معنى اجتماع با التيام و پيوند تفسير كردهاند، روى اين اصل هرگاه ما مفهوم الفت را در سطح بالاتر از روابط محدود فردى يعنى در مقياس جامعه مورد مطالعه قرار دهيم جامعهاى واجد آن خواهد بود كه افراد آن با يكديگر جوشش خورده و روح همبستگى و همزيستى و اتحاد و وحدت در ميان آنان برقرار باشد.
[١] . رك: بحار الانوار، ج ١٥، و كتاب العشره، ص ٦٥.
[٢] . رك: الكافى، ج ٢، ص ١٣٥، طبع اسلاميه.
[٣] . همان.