فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٣ - مبحث اول مصلحت در انديشه سلفى
مذهب حنبلى را كه خاندان وى سخت به آن پايبند بودند پذيرفت و در كلام به مذهب اشعرى كه در محيط علمى دمشق در عصر وى به مذهب سنت شهرت داشت پيوست.
ابن تيميه عليرغم تعارضهايى كه بين اين دو مذاهب فقهى و كلامى بويژه در تأويل برخى از متشابهات قرآن و حديث كه توسط ابوالحسن اشعرى (متولد ٢٦٠ ه) و حاميان وى انجام مىگرفت ديده مىشد توانست هر دو مذهب را در سامان انديشه جديد وفق دهد و به همين سبب مورد نقد و اعتراض فقهاى حنفى قرار گرفت كه به درگيريهاى شديدى منتهى گرديد. [١]
به عقيده ابن تيميه هرچند ابوالحسن اشعرى و حاميان وى براى اثبات انديشه كلامى خود به دلايل فلسفى و روشهاى منطقى گرايش نشان مىدادند لكن از نظر وى مذهب اشعرى بدان جهت اهميت و تفوق داشت كه از ظواهر قرآن و نصوص حديث تطابق بيشترى يا مذهب اشعرى استفاده مىشد.
در حالى كه وى عكس آن را در مورد مسلك صوفيه كه در آن زمان رايج بود استظهار مىنمود و هر قدر مذهب فقهى حنبلى و انديشه كلامى اشعرى در ساماندهى فكرى ابن تيميه نقش مثبت مؤثر داشت. صوفيگرى در اين ميان نقش منفى و تخريبى را ايفا مىنمود. زيرا انديشه انعطافپذيرى كه روح و محور اصلى صوفيگرى است سخت انديشه جمود حنبلى را در مخاطره مىافكند و همين تهديد و تخريب، ابن تيميه را به عرصههاى سخت و سهمگين جنگ با صوفيان كشانيد.
ابن كثير، مورخ معروف كه خود شاگرد ابن تيميه است از محاكمهاى گزارش مىدهد كه ابن تيميه توسط مخالفان خود به آن كشانده شد و هرچند اين محاكمه به دليل شافعى بودن قاضى محكمه (امام الدين شافعى) به فرجامى نيك انجاميد لكن از درون اين گزارش عدم مقبوليت انديشه ابن تيميه در محافل علمى اهل سنت آن
[١] . ابن تيميه در رساله حمويه به تعدادى از اين نقدها و اعتراضها پاسخ مىدهد و آياتى چون: (اِسْتَوىٰ عَلَى اَلْعَرْشِ) و (وَسِعَ كُرْسِيُّهُ) را غير قابل تأويل و در ضمن ناشناخته مىشمارد.