فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٢ - مبحث سوم مصلحت در انديشه سياسى امام (قده)
[١] ٠. در ديدگاه امام (قده) تحول احكام شريعت از عنوان اولى ثابت به عناوين ثانويه متغير در حقيقت بر روى پاشنه مصلحت است و هر نوع مصلحت لازم در اين تحولات ملحوظ گرديده است. مصلحتها هم به نوبه خود دگرگون مىشوند١ و اين دگرگونى از علم خدا پنهان نيست [٢] و احكام ثانويه خود بر همين اساس استوار مىباشد. [٣]
١١. امام (قده) در رويارويى با ضدانقلاب و تبليغات و توطئههاى آنها، ملاك عمل ضدانقلاب و تمايز آن با عملكرد انقلابى را همواره اصل مصلحت ملت مىشمردند [٤] و معتقد بودند آنچه برخلاف مصلحت ملت و خواست انقلاب است هدف شيطانى ضدانقلاب و دشمن مىباشد. [٥]
١٢. نقش مصلحت در تعيين خطمشيها تا آنجاست كه اگر مصلحت نظام و اسلام سكوت باشد بايد دردمندانه سكوت كرد كه اجر سكوت براى پيشبرد اهداف نظام و اسلام به مراتب بيشتر از دفاع از اتهام وابستگى است. [٦]
١٣. صريحترين كلام امام (قده) در زمينه نقش مصلحت در سياست و حكومت اسلامى و نيز در زير ساخت انديشه سياسى اسلام را مىتوان در جملات زير يافت: «طلاب عزيز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامهها، راديو و تلويزيون بايد براى مردم اين قضيه ساده را روشن كنند كه در اسلام مصلحت نظام از مسائلى است كه مقدم بر هر چيز است و همه بايد تابع آن باشيم». [٧]
١٤. امام (قده) در بهمن ماه ١٣٦٦ در پاسخ به پيشنهاد تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام كه از سوى سران سه قوه به محضرشان ارائه گرديد نوشتند: «مصلحت نظام از امور مهمهاى است كه گاهى غفلت از آن موجب شكست اسلام عزيز مىگردد» امروز جهان اسلام، نظام جمهورى اسلامى ايران را تابلوى تمام نماى حل معضلات خويش مىدانند. مصلحت نظام و مردم از امور مهمهاى است
[١] . همان.
[٢] . همان.
[٣] . همان.
[٤] . همان، ج ٨، ص ١٣٥.
[٥] . همان.
[٦] . همان، ج ٢١، ص ١٠٦.
[٧] . همان، ص ٣٣٥.