فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠١ - مبحث سوم مصلحت در احكام ثانوى
السمحة السهله» بدان تاكيد ورزيد.
مصلحت سهلگيرى و تساهل و تسامح [١] در شريعت اسلام در تحليل نهايى و ارزيابى بر مصالحى كه از طريق احكام دشوار و مشقتبار به دست مىآيد ترجيح داده شده است و بر اين مبنا، احكام حرجى نفى گرديده است.
ج - الاهم فالاهم: در موارد تزاحم احكام اوليه در مقام عمل هنگامى كه تنها امكان انجام يكى از دو وظيفه الزامى وجود دارد براساس قاعده «تقديم اهم بر مهم» بايد وظيفه اهم بجا آورده شده و مسؤوليت مهم فداى مسؤوليت اهم گردد. تزاحم در عمل به وظايف، هنگامى رخ مىدهد كه امكان انجام هر دو وجود نداشته باشد. در چنين فرضى تقديم اهم بر مهم بدان معنى است كه مصلحت، عامل تعيين كننده در تشخيص احكام فعلى است و رجحان مصلحت در اهم موجب تقديم آن مىگردد.
از اين رو در ارزيابى «اهم و مهم» در احكام شرعى بايد مصلحتهاى منظور شده در شرع بررسى و اولويتها تشخيص داده شود و در احكام عقلى نيز مصلحتها با معيار عقلايى ارزيابى و رجحان استكشاف گردد.
د - دفع افسد به فاسد: در مواردى كه تخلف از احكام و مقررات اجتناب ناپذير مىگردد و بنابر شرايط اضطرارى ناگزير بايد يكى از دو كار ممنوع انجام بگيرد قاعده دفع افسد به فاسد ارتكاب عمل ممنوعى را مشروع مىسازد كه در مقايسه با عمل خلاف ديگر داراى مفسده كمترى باشد.
اين ارزيابى خود نوعى مصلحت انديشى و تشخيص مصلحت در تقديم فاسد بر افسد است. مانند نجات انسان در حال غرق شدن هر چند كه موجب اسيب جزئى بدنى بر وى گردد و يا خاموش نمودن آتش هر چند كه موجب از بين رفتن برخى از اشياء قيمتى شود و يا سلب برخى از آزاديها به خاطر حفظ استقلال و امنيت كشور.
بايد توجه داشت هنگامى كه از عنوان و مصاديق مفسده بحث مىشود در حقيقت به نوعى، مصلحت در شرك مطرح مىگردد و همچنان در ارزيابيها اصل مصلحت، مدار اساسى بحثها مىباشد.
[١] . تسامح به معنى سهلانگارى و مسامحه و سادهنگرى نيست، بلكه به معنى آسانگيرى و برخورد بزرگوارانه و همراه با عطوفت و رأفت مىباشد.